1 سال پیش
حسي قشنگ درون قلبم شكل گرفته است،
يك حس آشنا،
چيزي شبيه ديدن يك دوست ، يك راز
من ديوانه رازهاي ناگفته ام
يك دنيا زمستان در من مي جوشد
اين عشق بي سر و پا هر سال، زمستان وجودم را فرا مي گيرد
و گرمم مي كند
من مجذوب اضطرابهاي عاشقانه ام .
تجديد هر ساله گناه من
در زمستان است
آه كه چه گرم است زمستان امسال !
و چه شيرين است گناه ديدن تو !!!
مرا چه شده؟!
مست شده ام !!!
كه اين چنين بي پروا عاشقي مي كنم ،
دلتنگ مي شوم ،
ببين اي زمستان !
چگونه بعد ۸ سال اختيار از كف داده ام !
اين هموني كه دل داده