ترک نماز عمدی

ارسال توسط: نادر ریش سفید تاریخ ارسال: ۰۶ اسفند ۱۳۹۴ دسته بندی: اعتقادات و مذهب»فقهی نظرات: 6 بازدید: 995

   

 

 ترک نماز عمدا

سى و ششم از کبائر منصوصه، ترک نماز از روى عمد است. چنانچه در صحیحۀ عبد العظیم علیه السّلام از حضرت جواد و حضرت رضا و حضرت کاظم و حضرت صادق علیهم السّلام به آن تصریح شده. و همچنین در روایت منقوله از حضرت امیر المؤمنین علیه- السّلام به کبیره بودنش تصریح گردیده است. و چون وجوب نماز، از احکام بدیهى و ضرورى اسلام است پس کسى که از روى انکار نماز نخواند کافر و از دین اسلام بیرون است. زیرا انکار نماز، انکار رسالت و قبول نداشتن قرآن مجید است و البته چنین کسى کافر است. و اگر منکر وجوب نماز نباشد و حق بودن قرآن و رسالت خاتم الانبیاء صلّى اللّه علیه و آله را قبول دارد و معتقد است که نماز از طرف خدا واجب شده لیکن از روى تنبلى و مسامحه کارى ترک کند، چنین شخصى فاسق است.

اخبارى که در کافر بودن ترک‌کنندۀ نماز رسیده، ناظر به صورت اول و این قسم اخبار، زیاد و مضمون همه یکى است  ١ .

حضرت صادق علیه السّلام مى‌فرماید: «مردى در خدمت رسول خدا صلّى اللّه


 ١ ) -عن النبى صلّى اللّه علیه و آله-من ترک الصلوة متعمدا فقد کفر (لئالى الاخبار ج  ۴  ص  ۴٨  عن ابى جعفر علیه السّلام ان تارک الفریضة کافر (صلات وسائل الشیعه) عن ابى عبد اللّه علیه السّلام ان تارک الصلوة کافر یعنى من غیر علة (وسائل الشیعه ج  ٣  ص  ٢٩ ) .

 که چرا زناکار و شرابخوار کافر خوانده نمى‌شوند، ولى تارک نماز کافر نامیده مى‌شود؟ امام علیه السّلام فرمود: «براى اینکه زنا و مثل آن، بر اثر غلبۀ شهوت مى‌شود، ولى نماز ترک نمى‌شود مگر به سبب استخفاف به آن، زیرا زناکار از این عمل لذت مى‌برد و به قصد بردن لذت زنا مى‌کند و تارک نماز از ترک آن لذتى نمى‌برد» .

از این حدیث آشکار مى‌شود که ترک واجبات، اگر از روى سبک گرفتن دین باشد کفر است.

پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله مى‌فرماید: «از ما نیست کسى که نماز را خوار شمارد» . و در حدیث دیگر است که «به شفاعت من نمى‌رسد و نیست از من کسى که مسکرى بخورد. بر حوض کوثر وارد نخواهد شد کسى که شراب بخورد، نه به خدا قسم»  ١ .

و حضرت صادق علیه السّلام هنگام وفاتش فرمود: «به شفاعت ما اهلبیت نمى‌رسد کسى که نماز را سبک شمارد»  ٢ .

مغالطۀ برخى از بى‌خردان

: بعضى از تارک الصلوةها هنگامى که به آنها اندرز داده مى‌شود و مى‌گویند چرا نماز نمى‌خوانید؟ در پاسخ مى‌گویند: خدا را نیازى به نماز و روزه ما نیست. البته این پاسخ، مغالطه شیطانى است یعنى سبب ترک نماز آنها بى نیازى پروردگار عالم نیست بلکه تنها سبب آن، جهالت این افراد است از حقیقت امر.

یعنى خود را بنده و نیازمند به پروردگار عالم نمى‌دانند و از این‌روى قطع رابطه بندگى با او را کرده‌اند و نیز خود را غرق احسان و انعام او نمى‌دانند. و لذا ترک شکرگزارى و اداى وظیفه بندگى را کرده‌اند و به عبارت دیگر سبب ترک نماز، سختى و سنگدلى و قلدرى و گردن کلفتى است و مقتضاى عدل الهى که جاى دادن هر چیز است به محل مناسب او، آن است که نفوس غلیظه که از سنگ و آهن سخت‌ترند، در دوزخ جاى دهند. چنانچه در آیات و روایات خبر داده شده و در برابر نفوس لینه که براى پروردگار خود خاشعند باید در دار السّلام جاى دهند.

وعدۀ عذاب، در قرآن مجید

ترک نماز از گناهانى است که در قرآن مجید بر آن وعدۀ عذاب داده شده.


 ١ ) -فروع کافى. ج  ٣  ص  ٢۶٩ .

 ٢ ) -قال ابو الحسن علیه السّلام: لما حضرا بى الوفاة قال لى یا بنى انه لا تنال شفاعتنا من استخف بالصلوة (فروع کافى ج  ٣  ص  ٢٧١ ) .

چنانچه در سورۀ مدثر مى‌فرماید: «بهشتیان از دوزخیان مى‌پرسند: چه چیز شما را به دوزخ کشانید، جهنمیان در پاسخ گویند: ما از نمازگزاران نبودیم و بیچارگان را طعام نمى‌دادیم (صدقات واجب را ادا نمى‌کردیم) و با اهل باطل مصاحبت داشتیم و با آنها در باطل داخل مى‌شدیم و روز جزا را انکار مى‌کردیم» ١

و در سوره قیامت مى‌فرماید: «کافر گمان مى‌کند هرگز مبعوث نمى‌شود، این است که نه تصدیق پیمبران مى‌کند که زیر بار تکلیف رود (یا صدقه واجب را نمى‌دهد و نه در مقام بندگى و عبادت برمى‌آید) و نه نماز مى‌گزارد. بلکه سفراى خدا را تکذیب و از اهل حق اعراض مى‌کند و در حال نخوت و کبر، به سوى اهلش روان مى‌گردد» ٢.

در این آیات چند صفت از صفات نکوهیده منکرین معاد و کافران را بیان مى‌فرماید:

 ١ -تصدیق پیغمبران را نمى‌کنند و به وجود خداى یگانه اعتراف نمى‌نمایند.

 ٢ -نماز نمى‌خوانند-چون یکى از نشانه‌هاى مهم ایمان نماز، و ترک آن کفر است.

 ٣ -نسبت دروغ به پیغمبران مى‌دهند.

 ۴ -از کلام حق رو مى‌گردانند.

پس از آن در مقام تهدید و خبر دادن از هلاکتش فرموده مى‌فرماید: «اولى لک» و بعضى از مفسرین فرموده‌اند: این کلمه به معنى «ویل لک» مى‌باشد و تکرار آن چهار مرتبه یا براى تأکید است یا اشاره به چهار مرتبه از هلاکت است، هلاکت در دنیا، عذاب قبر، هولهاى قیامت، خلود در دوزخ.

در سورۀ ماعون مى‌فرماید: «سختى عذاب براى نمازگزاران ریائى است. آنان که از نماز خود غافل و بى‌خبراند و آن را وقعى نمى‌نهند و حسابى برنمى‌گیرند (چون به ثواب آن اعتقاد ندارند و از عقاب بر ترک آن نمى‌ترسند. و اینکه در ظاهر نماز مى‌خوانند براى این است که از مسلمین صدمه‌اى به ایشان نرسد. لذا در پنهانى آن را ترک مى‌کنند) و زکات


 ١ ) - فِی جَنّٰاتٍ یَتَسٰاءَلُونَ عَنِ اَلْمُجْرِمِینَ مٰا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ قٰالُوا لَمْ نَکُ مِنَ اَلْمُصَلِّینَ وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ اَلْمِسْکِینَ وَ کُنّٰا نَخُوضُ مَعَ اَلْخٰائِضِینَ وَ کُنّٰا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ اَلدِّینِ. (سوره مدثر آیات  ۴٠ - ۴۶ ) .

 ٢ ) - فَلاٰ صَدَّقَ وَ لاٰ صَلّٰى وَ لٰکِنْ کَذَّبَ وَ تَوَلّٰى (سوره  ٧۵  آیه  ٣١  و  ٣٢ ) .

را منع مى‌کنند از مستحقین آن، یعنى زکات را نمى‌دهند» ١.

ویل، (شدت عذاب) براى غفلت‌کنندگان از نماز است که ستون دین و فارق میان اسلام و کفر است.

ویل، نام درکه‌اى از درکات دوزخ است، یا نام چاهى است در آن، یا کلمۀ عذاب است و تنوین آن براى تعظیم است یعنى عذاب بزرگ.

 در سورۀ مریم مى‌فرماید: «پس از انبیا و صالحین امتها، جماعتى در رسیدند که از فرط غفلت و جهالت، نماز را ضایع و آن را ترک کردند و شهوات را پیروى کردند. پس زود است که این جماعت برسند به غى (آن نام وادى‌اى است در جهنم که عذابش شدیدتر از سایر طبقات دوزخ است و اهل جهنم از عذاب آن به خدا پناه مى‌برند. و از ابن عباس منقول است که در آن مارى است طولش شصت سال و عرضش سى سال راه و از وقتى که آفریده شده دهان بازننموده و نمى‌کند مگر براى بلعیدن تارک الصلوة و شارب الخمر)  ٢ » .

 در سورۀ زمر مى‌فرماید: «نماز را برپا دارید و از شرک‌آورندگان نباشید»  ٣ . 

در این آیه اشاره است به اینکه، ترک‌کنندۀ نماز با بت‌پرست و مشرک برابر است.

آیات قرآن دربارۀ اهمیت نماز بسیار و آنچه گذشت کافى است.

پانزده اثر دنیوى و اخروى بر ترک نماز

: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله مى‌فرماید: «کسى که نماز خود را سبک گیرد و در بجا آوردنش سستى نماید، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا مى‌فرماید: شش بلا در دنیا و سه تا در موقع مردنش و سه در قبر و سه در قیامت و هنگامى که از قبر بیرون مى‌آید.

اما شش بلاى دنیوى: ١ -خداوند برکت را از عمرش کم میکند  ٢ -و برکت را از روزیش برمى‌دارد  ٣ -از صورتش نشانه نیکوکاران را برمى‌دارد  ۴ -هر کار خیرى کند پذیرفته نمى‌شود و براى آن اجرى ندارد  ۵ -دعایش مستجاب نمى‌شود  ۶ -از دعاى نیکوکاران بهره‌اى ندارد. 


 ١ ) - فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ اَلَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاٰتِهِمْ سٰاهُونَ اَلَّذِینَ هُمْ یُرٰاؤُنَ وَ یَمْنَعُونَ اَلْمٰاعُونَ. (سوره  ١٠٧  آیات  ۵  تا  ٧ ) .

 ٢ ) - فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضٰاعُوا اَلصَّلاٰةَ وَ اِتَّبَعُوا اَلشَّهَوٰاتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا. (سورۀ  ١٩  آیه  ۶٠ ) .

 ٣ ) - وَ أَقِیمُوا اَلصَّلاٰةَ وَ لاٰ تَکُونُوا مِنَ اَلْمُشْرِکِینَ. (سورۀ  ٣٠  آیه  ٣٠ ) .

و سه بلائى که هنگام مردنش براى اوست: اول آنکه با ذلت و خوارى مى‌میرد.

دوم با گرسنگى. سوم با تشنگى. و حالت عطش او طورى است که اگر از نهرهاى دنیا بیاشامد سیراب نمى‌شود.

سه بلائى که در قبر به او مى‌رسد: یکى آنکه، ملکى در قبر او گماشته مى‌شود که او را فشار دهد و زجر نماید. دیگر، قبرش برایش تنگ مى‌گردد. سوم آنکه قبرش تاریک و در ظلمت است.

و سه بلاى قیامتش: یکى آنکه ملکى او را بر صورتش مى‌کشاند براى حساب در موقف حساب و مردمان به او مى‌نگرند. دیگر آنکه در حسابش سخت‌گیرى مى‌شود. سوم آنکه خداوند نظر رحمت به او نمى‌فرماید و او را پاکیزه نمى‌کند و برایش عذاب دردناکى است» ١.

مهمترین واجب الهى

: حضرت صادق علیه السّلام مى‌فرماید: «نخستین عملى که در قیامت از آن بازخواست مى‌شود از بنده، نماز است اگر پذیرفته شد، اعمال دیگر هم پذیرفته مى‌شودواگر قبول نشد، کارهاى دیگرش هم رد مى‌شود» ٢.

و نیز از آن حضرت پرسیدند: بزرگترین عملى که بندگان به پروردگار خود به سبب آن نزدیک مى‌شوند چیست؟ .

حضرت فرمود: «پس از شناسائى خدا و پیغمبر و امام علیه السّلام با فضیلت‌تر از نماز نمى‌شناسم. آیا نمى‌بینى که بندۀ نیکوکار، حضرت مسیح علیه السّلام گفت:

خداوند به من وصیت و سفارش فرموده به نماز خواندن و زکات دادن تا زنده هستم» . و افضل اعمال را از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله پرسیدند: فرمود: «نمازى است که در اول وقت آن بجا آورده شود» ٣.


 ١ ) -کتاب صلاة مستدرک نقل از فلاح السائل سید بن طاووس.

 ٢ ) -اول ما یحاسب به العبد الصلوة فان قبلت قبل سائر عمله و ان ردت علیه رد علیه سائر عمله (جلد  ١٨  بحار الانوار صفحه  ۵٢ ) .

 ٣ ) -سئل معاویة بن وهب ابا عبد اللّه علیه السّلام عن افضل ما یتقرب به العباد الى اللّه فقال علیه السّلام ما اعلم شیئا بعد المعرفة افضل من هذه الصلوة أ لا ترى ان العبد الصالح عیسى بن مریم قال و اوصانى بالصلوة و الزکوة ما دمت حیا و سئل النبى صلّى اللّه علیه و آله عن افضل الاعمال فقال صلّى-

حضرت باقر علیه السّلام مى‌فرماید: «نماز ستون دین است، مثل نماز مانند چوب وسط خیمه است که تا آن برقرار است، طنابها و میخهاى خیمه ثابت است. و هر وقت آن چوب کج و شکسته شود، میخ و طناب هم از جاى خود کنده خواهد شد و خیمه مى‌افتد» ١.

همچنین ایمان و تمام اعمال و عبادات وابسته به نماز است که اگر ترک شود سایر اعمال هم ضایع است.

حضرت صادق علیه السّلام در شرح آیۀ «و هرکس به ایمان خود کافر شود عملش باطل است» فرموده: از مورد این آیه ترک کردن نماز بدون مرض و گرفتارى است ٢. یعنى مرض و گرفتارى که موجب فراموشى گردد.

حضرت باقر علیه السّلام فرمود: «دین اسلام بر پنج چیز بنا گذارده شده: نماز، زکات، حج، روزه، ولایت-زراره پرسید کدامیک افضل است؟ فرمود: ولایت، زیرا ولایت آل محمد علیهم السّلام به منزلۀ کلید ما بقى است و پس از ولایت، نماز از همه افضل است زیرا رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود نماز ستون دین شما است. . .» ٣.

پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله مى‌فرماید: «هنگامى که قیامت برپا شود، موجودى از جنس عقرب از دوزخ بیرون مى‌آید که سرش در آسمان هفتم و دمش زیر زمین و دهانش از مشرق تا مغرب است و مى‌گوید کجایند کسانى که با خدا و رسولش جنگ کننده بودند؟ پس جبرئیل نازل مى‌شود و مى‌گوید: چه کسانى را مى‌خواهى؟ گوید:

پنج طایفه را، ترک‌کنندۀ نماز، منع‌کنندۀ زکات، و خورندۀ ربا و شرابخوار و کسانى که در مسجد حدیث دنیا مى‌کنند (یعنى تکلم‌کنندگان به حرام مانند غیبت و تهمت به مسلمان و مانند ترویج باطل و ثناى ظالم و مدح کسى که سزاوار ستایش نیست و مذمت


 ٣ ) اللّه علیه و آله الصلوة لاول وقتها (فروع کافى ج  ٣  ص  ٢۶۴ ) .

 ١ ) -عن ابى جعفر علیه السّلام قال علیه السّلام الصلوة عمود الدین مثلها کمثل عمود الفسطاط اذا ثبت العمود ثبتت الاوتاد و الأطناب اذا مال العمود و انکسر لم یثبت و تدو لاطناب (جلد  ١٨  بحار الانوار باب فضل الصلوة صفحه  ٩  ج جدید  ٨٢  ص  ٢١٨ ) .

 ٢ ) -عن الصادق علیه السّلام فى قوله تعالى وَ مَنْ یَکْفُرْ بِالْإِیمٰانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ. . . قال علیه السّلام من ذلک ان یترک الصلوة من غیر سقم و لا شغل (جلد  ١٨  بحار الانوار جدید ج  ٨٢ ) .

 ٣ ) -بنى الاسلام على خمسة اشیاء على الصلوة و الزکوة و الحج و الصوم و الولایة. . . (جلد  ١٨  بحار الانوار آخر باب فضل الصلوة و عقاب تارکها صفحه  ١۴ ) .

کسى که سزاوار مذمت نیست و غیر اینها) ١.

و نیز مى‌فرماید: در جهنم یک وادى‌اى است که از شدت عذاب آن، جهنمیان هر روز هفتاد هزار مرتبه از آن مى‌نالند و در آن خانه‌اى از آتش است و در آن خانه چاهى از آتش و در آن چاه تابوتى است که در آن مارى است که هزار سر دارد و در هر سرى هزار دهان و در هر دهانى هزار نیش و طول هر نیش هزار ذرع است.

انس گفت: یا رسول اللّه این عذاب براى کیست؟ فرمود: «براى شراب‌خوار و ترک‌کنندۀ نماز» ٢.

و روایات زیادى، در شدت عقوبت ترک‌کنندۀ نماز رسیده و همین مقدار بس است.

کمک به تارک نماز

: روایات بسیارى در شدت عقوبت کمک به ترک‌کنندۀ نماز رسیده است از آن جمله پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله مى‌فرماید: «کسى که ترک کنندۀ نماز را به دادن طعامى یا لباسى یارى کند، مثل این است که هفتاد پیغمبر را کشته که اول آنها آدم و آخر آنها محمد صلّى اللّه علیه و آله است» ٣.

و نیز فرمود: «کسى که جرعۀ آبى به تارک الصلوة بدهد، مثل این است که با من و جمیع پیغمبران طرف شده و جنگ کرده است» ۴. و نیز فرمود: «کسى که به روى تارک الصلوة بخندد، مثل این است که هفتاد مرتبه خانه کعبه را خراب کرده باشد» ۵.

ظاهرا مراد از این قبیل اخبار، موردى است که اعانت و احسان سبب جرأت بر ترک نماز شود. و شکى نیست در اینکه احسان به معصیت کار، هرگاه موجب تجرى و استمرارش بر گناه گردد حرام است و از باب نهى از منکر ترک آن واجب است.

بنابراین، اگر کمک به تارک الصلوة موجب جرأتش بر ترک نماز نشود به طورى که اعانت کردن و نکردن در ترک نمازش تأثیرى نداشته باشد، معلوم نیست مصداق این روایات باشد. و گاه مى‌شود که اعانت و احسان سبب ترک گناه و موجب نماز خواندنش


 ١ ) -لئالى الاخبار.

 ٢ ) -لئالى الاخبار صفحه  ٣٩۵ .

 ٣ ) -من اعان تارک الصلوة بلقمة او کسوة فکأنما قتل سبعین نبیا اولهم آدم و آخرهم محمد صلّى اللّه علیه و آله (لئالى الاخبار) .

 ۴ و ۵ ) -لئالى الاخبار صفحه  ٣٩۵ .

مى‌شود و شکى نیست که در این صورت اعانتش بسیار خوب بلکه در پاره‌اى موارد واجب نیز مى‌باشد.

ترک نماز چند قسم است

: ١ -ترک نماز به طور کلى از روى انکار-یعنى نماز را واجب خدائى نمیداند و به‌جا آوردنش را بر خود حتم نمى‌بیند و چنانکه گذشت، چون منکر ضرورى دین است، کافر شده و در حقیقت انکار خدائى حضرت آفریدگار و رسالت خاتم الانبیاء و قرآن مجید کرده است. چنین شخصى است که به عذاب ابدى دچار و راه نجاتى برایش نیست.

 ٢ -ترک نماز به طور کلى اما نه از روى انکار است، بلکه به واسطه مسامحه کارى و کم‌اعتنائى به امور اخروى و اشتغال به شهوات و امور دنیوى است. و این قسم از ترک نماز موجب فسق است و گناه کبیره‌اى مرتکب شده و بعضى از روایات و آیاتى که در شدت عقوبتش رسیده ذکر شد. چنین شخصى اگر با ایمان از دنیا برود پس از معذب شدنش به عذابهائى که بر ترک نماز رسیده نجات مى‌یابد. لیکن با ایمان رفتن تارک الصلوة بسیار بعید و مشکل است زیرا ظرف ایمان، قلب است و آن به سبب گناهان تاریک و سخت میگردد و تدریجا نور ایمان را محو مى‌کند. مگر آنکه فضل خدا او را یارى کرده، به برکت دوستى اهلبیت علیهم السّلام ساعت مرگ به فریادش برسند و با ایمان بمیرد. چنانکه ممکن است به شفاعت ایشان، عذابش تخفیف پیدا کند یا برطرف شود لیکن از خودشان چنین رسیده که به شفاعت ما اهل بیت نمى‌رسد کسى که نماز خود را سبک گیرد و آن را ضایع سازد، چنانچه ذکر گردید.

 ٣ -ترک نماز در بعض اوقات-در اثر ضعف ایمان و کم‌اعتنائى به امر آخرت گاهى نماز مى‌خواند و گاهى ترک مى‌کند. یا در اثر اهمیت ندادن به اوقات نماز آن را در وقت فضیلت ترک مى‌کند، به خیال آنکه در خارج وقت آن را قضا نماید.

این قسم از ترک نماز هرچند مانند دو قسم ذکر شده نیست، لیکن چنین شخصى از ضایع‌کنندگان نماز و سبک شمارندگان آن است و آنچه راجع به ضایع‌کنندگان نماز و خوارکنندگان آن رسیده، دربارۀ او است و بالخصوص روایاتى دربارۀ چنین شخصى رسیده است. از آن جمله حضرت صادق علیه السّلام مى‌فرماید: «رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: کسى که نماز واجبى را پس از گذشتن وقتش بخواند، آن نماز بالا مى‌رود درحالى‌که تاریک و وحشت‌آور است. و بخوانندۀ خود مى‌گوید: مرا ضایع ساختى خدا تو را ضایع سازد چنانچه مرا ضایع کردى» و فرمود: «نخستین چیزى که در قیامت از بنده سؤال مى‌شود، نماز است پس اگر نمازش پاکیزه باشد تمام اعمالش پاکیزه است و اگر نمازش خراب باشد سایر اعمالش هم قابل قبول نیست»١.

و همچنین پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله مى‌فرماید: «به شفاعت من نمى‌رسد کسى که نماز واجبى را پس از داخل شدن وقتش تأخیر بیاندازد تا وقت آن بگذرد» ٢.

و نیز فرمود: «تا وقتى که شخص مواظب باشد، نمازهاى پنجگانه شبانه‌روزى را در وقت خود بجا آورد، شیطان از او ترسناک است و نزدیکش نمى‌شود. و هرگاه آنها را ضایع ساخت شیطان بر او جرأت مى‌کند تا او را داخل در گناهان بزرگ کند» ٣.

حضرت باقر علیه السّلام مى‌فرماید: «کسى که نماز واجب را در وقتش بخواند درحالى‌که حق آن را بشناسد و چیزى را بر آن مقدم ندارد، خداوند برایش خلاصى از عذاب را مى‌نویسد (یعنى او را عذاب نمى‌فرماید) و کسى که در غیر وقت نماز آن را بخواند و کار دنیا را بر نماز مقدم بدارد، پس امر او با خدا است اگر خواست او را مى‌آمرزد و اگر خواست او را عذاب مى‌فرماید (یعنى نجات قطعى برایش نیست) ۴» .

تأکید دربارۀ نماز اول وقت

: روایات وارده دربارۀ لزوم مواظبت اوقات نماز و بجا آوردن در وقت، بسیار است. و زیاد سفارش شده که در اول وقت بجا آورده شود و بدون عذر از اول وقت تأخیر انداخته نشود و پیشوایان ما در سخت‌ترین حالات، نماز اول وقت را ترک نمى‌فرمودند.

چنانچه در ارشاد القلوب مرویست که حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام در جنگ


 ١ ) -عن ابى عبد اللّه علیه السّلام قال قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله من صلى الصلوة لغیر وقتها رفعت له سوداء مظلمة تقول ضیعتنى ضیعک اللّه کما ضیعتنى و قال صلّى اللّه علیه و آله اول ما یسئل العبد اذا وقف بین یدى اللّه عز و جل عن الصلوة فان زکت صلاته زکى سائر عمله و ان لم تزک صلاته لم یزک سائر عمله (وسائل الشیعه کتاب الصلوة-ابواب المواقیت باب  ١  ج  ٣  ص  ٨٠ ) .

 ٢ ) -لا ینال شفاعتى غدا من اخر الصلوة المفروضة بعد وقتها. (صلاة وسائل الشیعه ابواب مواقیت حدیث  ١٣  ج  ٣  ص  ٨١ ) .

 ٣ ) -لا یزال الشیطان هائبا لابن آدم ذعرا منه ما صلى الصلوات الخمس لوقتهن فاذا ضیعهن اجترء علیه فادخله فى العظائم. (صلاة وسائل الشیعه ابواب المواقیت باب  ١  حدیث  ١٢  ج  ٣  ص  ٨١ ) .

 ۴ ) -صلاة وسائل الشیعه ابواب مواقیت حدیث  ٢٣  ج  ٣  ص  ٨٣ .

صفین، یک روز مشغول جنگ بودند و در آن حال بین دو صف به آفتاب مى‌نگریستند ابن عباس پرسید: چرا به آفتاب مى‌نگرید؟ فرمود: مى‌خواهم زوال را (که اول وقت نماز ظهر است) بشناسم تا نماز بخوانم. ابن عباس گفت: آیا در این گیرودار اشتغال به جنگ هنگام نماز خواندن است؟ آن حضرت فرمود: «ما براى چه با این قوم مى‌جنگیم؟ جنگ ما با آنها براى این است که نماز برپا شود» ١.

ابن عباس مى‌گوید آن حضرت هیچگاه نماز شب را ترک نفرمود، حتى در لیلة الهریر (سخترین شبهاى جنگ صفین) .

 ۴ -ترک کردن واجبى از واجبات نماز-یعنى نماز مى‌خواند نه آن طورى که از او خواسته‌اند و رعایت شرایط صحت را نمى‌کند و به آن اهمیت نمى‌دهد. مانند اینکه نماز را در لباس یا مکان غصبى یا در نجس بخواند، یا قرائت و اذکار واجب را نخواند یا غلط بخواند و در صدد تصحیح آن برنیاید یا آرامش بدن را هنگام قرائت و ذکر واجب ترک کند. و ظاهر است که چنین شخصى جزء ضایع‌کنندگان نماز و خوارکنندگان آن


 ١ ) -در جلد عاشر بحار و مقتل ابو مخنف و لهوف سید علیه الرحمة مرویست که روز عاشورا هنگام زوال، ابو ثمامۀ صیداوى خدمت حضرت سید الشهداء علیه السّلام عرض کرد یا مولاى انّنا مقتولون لا محالة و قد حضرت الصلوة فصل بنا فانى اظنها آخر صلاة نصلیها لعلنا نلقى اللّه تعالى على اداء فریضة من فرائضه فى هذا الموضع العظیم: اى مولاى من، ما همه کشته خواهیم شد و وقت نماز ظهر داخل شده، پس نماز را بخوان یعنى با جماعت و گمان مى‌کنم این آخرین نماز ما باشد. امید است خداى را ملاقات کنیم با اداى فریضه‌اى از فرائض او در چنین موقف بزرگى. امام علیه السّلام سر به آسمان بلند کرد و فرمود: ذکرت الصلوة جعلک اللّه من المصلین نعم هذا اول وقتها. یعنى یاد نماز کردى، خداوند تو را از نمازگزاران قرار دهد بلى اینک وقت نماز است. و فرمود: اذان بگو خدا تو را رحمت کند. و چون از اذان فارغ شد، امام علیه السّلام فرمود: یا عمر بن سعد انسیت شرایع الاسلام الا تقف عنا الحرب حتى نصلى و نعود الى الحرب؟ . اى پسر سعد، آیا فراموش کردى شرایع اسلام را؟ آیا دست از جنگ برنمى‌دارى تا نماز گزاریم آنگاه مشغول جنگ شویم؟ . پس آن حضرت با اصحاب، نماز خوف بجا آوردند درحالى‌که زهیر بن القین و سعید بن عبد اللّه حنفى، مقابل آن حضرت ایستادند و از هر طرف تیر با نیزه به آن حضرت مى‌رسید خود را سپر قرار داده تا اینکه سیزده زخم به بدن سعید سواى زخمهاى نیزه و شمشیر رسید و به زمین افتاد و از دنیا رفت.

است و آنچه دربارۀ سبک شمارندگان نماز رسیده شامل او نیز مى‌شود.

حضرت باقر علیه السّلام مى‌فرماید: پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله در مسجد نشسته بود که مردى وارد شد و مشغول نماز شد و رکوع و سجود نمازش را تمام نکرد (ذکر واجب را در آنها ترک یا درست نخواند، یا طمأنینه و آرامش بدن را ترک کرد) پس رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: سر خود را بر زمین مى‌گذارد مانند کلاغ که منقارش را به زمین مى‌زند و برمى‌دارد اگر این شخص بمیرد درحالى‌که نمازش این باشد، بر دین من نمرده است ١. و نیز پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله مى‌فرماید: «دزدترین دزدها کسى است که از نمازش بدزدد. گفته شد: یا رسول اللّه چگونه از نمازش مى‌دزدد؟ فرمود: رکوع و سجود نماز را تمام انجام نمى‌دهد» ٢.

و مى‌فرماید: «کسى که رکوع و سجود نمازش را درست انجام ندهد مثل این است که نماز نخوانده است» ٣.

و نیز مى‌فرماید: «کسى که رکوع و سجود و سایر واجبات نمازش را صحیح انجام دهد، آن نماز بالا مى‌رود درحالیکه نورانى است و درخشندگى دارد و درهاى آسمان برایش بازمى‌شود و مى‌گوید محافظت بر من کردى خدا تو را حفظ کند. پس ملائکه مى‌گویند: صلوات و رحمت خداوند بر صاحب این نماز باد-و اگر واجبات نماز را درست انجام ندهد، نماز بالا مى‌رود درحالى‌که تاریک است و درهاى آسمان بر او بسته مى‌شود و مى‌گوید: مرا ضایع ساختى خدا تو را ضایع کند و آن نماز بر صورتش زده مى‌شود» ۴. و نیز فرمود: «هر چیزیى را صورتى است که اعظم و اشرف اجزاى او است و صورت دین شما نماز است. پس نباید یکى از شما نماز خود را زشت سازد که به منزلۀ صورت بدن دیانت است» ۵.


 ١ ) -صلاة وسائل باب  ٨  از کافى و تهذیب و محاسن-اربعین شهید ثانى.

 ٢ ) -اسرق السراق من سرق من صلاته قیل یا رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله کیف یسرق من صلاته قال صلّى اللّه علیه و آله لا یتم رکوعها و سجودها (صلاة مستدرک الوسائل باب  ٨  حدیث  ١٨ ) .

 ٣ ) -لا صلاة لمن لم یتم رکوعها و سجودها (صلاة مستدرک الوسائل باب  ٨ ) .

 ۴ ) -صلاة مستدرک الوسائل باب  ٨  حدیث  ١۵ .

 ۵ ) -لکل شىء وجه و وجه دین کم الصلوة فلا یشینن احدکم وجه دینکم. (صلاة مستدرک الوسائل باب  ۶  حدیث  ۵ ) .

روایات این باب هم زیاد است و براى اثبات مطلب، یعنى کسى که عمدا واجبى از واجبات نماز را که شرط صحت آن است ترک کند، با کسى که اصلا نماز را ترک مى‌کند مساوى است همین مقدار کافى است.

قبولى نماز شرایط دیگرى هم دارد

: کسى که نماز را به‌طور صحیح خواند، تارک نماز نیست و تکلیف از او ساقط شده و عقابى هم ندارد. لیکن براى پذیرفته شدن آن در درگاه حضرت ربوبى و رسیدن به آثار و ثوابهاى بزرگى که براى آن است، شرایط دیگرى است که از همه مهمتر حضور قلب است که اگر بتواند شخص نمازگزار، شرایط قبول را هم رعایت کند، به درجات و مقامات عالیه‌اى مى‌رسد که از هیچ عمل دیگرى به چنین مقامات و درجاتى نمى‌رسد ١.

در اینجا به ذکر چند روایت اکتفا مى‌شود و امید است که نافع واقع شود:

حضرت صادق علیه السّلام مى‌فرماید: «کسى که دو رکعت نماز بخواند درحالى‌که بداند چه مى‌گوید: از نماز فارغ مى‌شود درحالى‌که بین او و پروردگارش نیست گناهى مگر اینکه آمرزیده شده است» ٢.

و نیز مى‌فرماید: «آنچه از نمازت با حضور قلب بجا آوردى، همان را دارى پس اگر در تمام نماز غافل باشد یا اینکه آداب آن را ترک کند، پیچیده مى‌شود و بر صورت صاحبش زده مى‌شود» ٣.

حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام مى‌فرماید: «نباید یکى از شما از روى کسالت و خستگى و در حال چرت زدن مشغول نماز شود. و نباید در حال نماز حدیث نفس کند و به غیر نماز سرگرم گردد. زیرا در حال نماز در حضور پروردگارش قرار گرفته و براى بنده از نمازش به مقدارى است که در آن حضور قلب داشته است» ۴.


 ١ ) -براى دانستن تفصیل شرایط قبولى نماز و کیفیت تحصیل آنها به کتاب اسرار الصلوة شهید ثانى و مرحوم حاج میرزا جواد تبریزى مراجعه شود. در کتاب صلاة الخاشعین که به قلم مؤلف نوشته شده و در سال  ١٣۵٧  هجرى قمرى به طبع رسیده مختصرا ذکر شده است.

 ٢ ) -من صلى رکعتین یعلم ما یقول فیهما انصرف و لیس بینه و بین اللّه ذنب الا غفر له (کافى صلاة وسائل ابواب افعال الصلوة باب  ٢  ج  ۴  ص  ۶٨٧ ) .

 ٣ ) -صلاة وسائل الشیعه ابواب افعال الصلوة باب  ٣  حدیث  ١ .

 ۴ ) -لا یقومن احدکم فى الصلوة متکاسلا و لا ناعسا و لا یفکرن فى نفسه فانه بین یدى ربه-

پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله مى‌فرماید: «دو رکعت نماز که به‌طور اختصار بجا آورده شود درحالى‌که با حضور قلب باشد و در معانى نماز فکر کند، بهتر از این است که تمام شب را به عبادت بسر برد» ١.

و نیز فرمود: «خداوند نماز کسى را که قلبش حاضر نباشد نمى‌پذیرد» ٢.

حضرت صادق علیه السّلام مى‌فرماید «وقتى که به نماز مى‌ایستى دلت را براى آن آماده کن زیرا هرگاه براى نماز روى‌آورى، خدا هم به رحمت به تو رو مى‌فرماید و اگر رو برگردانى، خدا هم نظر رحمتش را از تو مى‌گیرد، پس گاه مى‌شود که از نماز پذیرفته نمى‌شود مگر ثلث یا ربع یا سدس آن به مقدار حضور قلب نمازگزار و کسى که در تمام نمازش غافل باشد خداوند چیزى به او مرحمت نمى‌فرماید» ٣.

مرحوم نراقى در معراج السعاده مى‌فرماید: نماز معجونى است الهى که مرکب است از اجزاى بسیار که بعضى از آنها به منزلۀ روح و بعضى به مثابه اعضاى رئیسه بدن و بعضى به منزلۀ سایر اعضا، و توضیح این مطلب آن است که مثلا انسان که حقیقت آن مرکب است از اجزاى معینه، انسان موجود کامل نمى‌باشد مگر به معنى باطنى که روح او است و اعضاى محسوسه که در اندرون او و بعضى دیگر در ظاهرند و این اعضا مختلفند.

بعضى از آنها چیزى است که به نبودن آنها انسان نیز معدوم و به زوال آنها زندگى نیز زائل مى‌شود مثل دل و جگر و سر و امثال آنها. و بعضى دیگر از این قبیل است که آدمى به نبودن آنها نمى‌میرد و لیکن ناقص مى‌گردد و تمامیت انسانیت از او زائل مى‌گردد مثل دست و پا و چشم و زبان و نحو اینها. و بعض دیگر چیزى است که از برطرف شدن آنها حسن برطرف مى‌شود و آدمى قبیح منظر مى‌گردد چون ابرو و مژه و ریش و گوش و بعض


 ۴ ) عز و جل و انما للعبد من صلاته ما اقبل علیه منها بقلبه (صلاة وسائل ابواب افعال الصلوة باب  ٣  حدیث  ٣  ج  ۴  ص  ۶٨٧ ) .

 ١ ) -رکعتان مقتصدتان فى تفکر خیر من قیام لیلة و القلب لاه (صلاة وسائل باب  ١٧  حدیث  ١٣  ج  ٣  ص  ۵۴ ) .

 ٢ ) -لا یقبل اللّه صلاة امرء لا یحضر قبله فیها مع بدنه (صلات مستدرک باب  ١۶ ) .

 ٣ ) -اذا احرمت فى الصلوة فاقبل علیها فانک اذا اقبلت اقبل اللّه علیک و اذا اعرضت اعرض اللّه عنک فربما لم یرفع من الصلوة الا الثلث او الربع او السدس على قدر اقبال المصلى على صلاته لا یعطى اللّه الغافل شیئا. (صلات وسائل و مستدرک الوسائل باب  ١٧  حدیث  ۴ ) .

دیگر چیزى است که تمامیت حسن به نبودن آن برطرف مى‌گردد، مثل گشادى چشم و سیاهى مو و سرخى رو، و نحو اینها. -پس همچنان نماز حقیقتى است مرکبه که شریعت مقدسه آن را از امور مختلفه مصور کرده و ما را به فعل آن مأمور نموده و روح آن نیت قرب و اخلاص و حضور قلب است و ارکان آنکه تکبیرة الاحرام و رکوع و سجود و تشهد و قیام باشد به منزلۀ اعضاى رئیسه است که به ترک آنها نماز فوت مى‌شود و سایر اعمال واجبۀ آن از قرائت و ذکر رکوع و سجود و تشهد و طمأنینه از واجبات که نماز به ترک آنها عمدا باطل مى‌شود، به منزلۀ دست و پا و چشم و زبان و امثال اینها است که گاهى انسان به تلف آنها تلف مى‌شود و گاهى نمى‌شود و اعمال مستحبۀ آن مانند قنوت و تکبیرات و اذکار مستحبه، به منزله ابرو و مژه و سیاهى حدقه است که فوات بعضى از آنها حسن را برطرف مى‌کند و فوات بعضى کمال، حسن را (تا آخر آنچه ذکر فرموده است) .

از این بیان دانسته شد که حضور قلب و شرائط قبول به منزلۀ روح نماز است و نمازى که از آنها خالى باشد، مثل بدن بى‌جان است و چنانچه پیکر بى‌روان از تمام خواص و آثار حیوانى خالى است، نمازى که تمام آن از حضور قلب خالى باشد صاحبش از تمام آثار و خواص نماز محروم است مثلا از جملۀ خواص نماز آن است که به نص قرآن مجید نمازگزار را از هر عمل زشت و منکرى بازمى‌دارد ١. پس اگر از نمازگزارى منکرى سرزد، معلوم مى‌شود نمازش صورت خالى از روح بوده است.

حضور و اقبال قلب چیست؟

: معنى اقبال قلب آن است که متوجه باشد و بفهمد که چه مى‌گوید و چه مى‌کند، و بزرگى خدا را یاد نماید و متذکر باشد که مانند سایر مخاطب‌ها از افراد بشر نیست. به طورى که در دلش هیبت و ترسى از بزرگى او از دیدن تقصیر خود در انجام حق بندگى پیدا شود و حالت حیا و شرمسارى از خداوند به ملاحظه تقصیرات و خطاهاى خود پیدا کند و از ملاحظه رحمت و سعۀ فضل و کرم بى‌پایانش امیدوار گردد، خلاصه خوف و رجا داشته باشد.

حضور قلب مراتب و درجاتى دارد و بالاترین آن در امیر المؤمنین علیه السّلام است که پیکان از بدن مبارکش بیرون مى‌آورند و متوجه نمى‌شود.

درجنگ صفین تیرى برران مقدس آن حضرت رسیدکه هرچه کردند،در موقع


 ١ ) - إِنَّ اَلصَّلاٰةَ تَنْهىٰ عَنِ اَلْفَحْشٰاءِ وَ اَلْمُنْکَرِ (سوره  ٢٩  آیه  ۴۴ ) .

عادى آن را بیرون آورند، از شدت درد و ناراحتى آن حضرت نمى‌شد. خدمت امام حسن علیه السّلام جریان را عرض کردند فرمود: صبر کنید تا پدرم به نماز بایستد، زیرا در آن حال چنان از خود بى‌خود مى‌شود که متوجه نمى‌گردد. پس به دستور امام حسن علیه السّلام در آن حال تیر را بیرون آوردند. پس از نماز حضرت متوجه شد که خون از پاى مبارکش جارى است. پرسید: چه شده؟ گفتند: تیر را در حال نماز از پایتان بیرون آوردیم.

در جلد  ٢  سفینة البحار صفحه  ١۴۵  نقل کرده در یکى از غزوات که رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله همراه لشکر بودند، در شبى که پاسبانى لشکر اسلام بر عهدۀ عباد بن بشر و عمار یاسر بود، نصف اول شب نصیب عباد گردید و نصف دوم نصیب عمار، پس عمار خوابید و تنها بشر بیدار بود و مشغول نماز گردید. در آن حال یکى از کفار به قصد شبیخون زدن به لشکر اسلام برآمد به خیال اینکه پاسبانى نیست و همه خوابند از دور عباد را دید ایستاده و تشخیص نمى‌داد که انسان است، یا حیوان، یا درخت. براى اینکه از طرف او نیز مطمئن شود، تیرى به سویش انداخت. تیر بر پیکر عباد نشست و او ابدا اعتنائى نکرد. تیر دیگرى به او زد و او را سخت مجروح و خونین نمود، باز حرکت نکرد.

تیر سوم زد پس نماز را کوتاه نمود و تمام کرد و عمار را بیدار نمود، عمار دید سه تیر بر بدن عباد نشسته و او را غرق در خون کرده. گفت: چرا در تیر اول مرا بیدار نکردى؟ عباد گفت: مشغول خواندن سورۀ کهف در نماز بودم و میل نداشتم آن را ناتمام بگذارم و اگر نمى‌ترسیدم که دشمن بر سرم برسد و صدمه‌اى به پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله برساند و کوتاهى در این نگهبانى که به من واگذار شده کرده باشم، هرگز نماز را کوتاه نمى‌کردم.

اگرچه جانم را از دست مى‌دادم.

و نیز سزاوار است نمازگزار با خضوع و خشوع و وقار و سکینه باشد و هرگاه مشغول نماز مى‌شود، مثل کسى که نماز آخر عمر او است، با نماز وداع کند و توبه و استغفار را تازه کند و در گفتارش راستگو باشد، مثل گفتن «إِیّٰاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّٰاکَ نَسْتَعِینُ» .

باید موانع برطرف شود

: سزاوار است از کیدهاى شیطان دورى جسته و از آنچه مانع قبولى عبادت است پرهیز کند که از آن جمله، عجب است یعنى عمل خود را بزرگ دیدن و خوب دانستن و خود را مستحق مقام دیدن و ناز کردن.

از جمله موانع قبولى نماز، ندادن زکات و حقوق واجب است. و همچنین حسد ورزیدن و تکبر کردن و غیبت نمودن و حرام خوردن و شراب آشامیدن است. مخصوصا

براى زنها نشوز یعنى از اطاعت واجب شوهر بیرون رفتن، مانع بزرگى براى قبول نماز است.

بلکه مقتضاى فرمایش پروردگار که «خداوند تنها از پرهیزگاران مى‌پذیرد» ١. این است که از هر فاسق و معصیت کارى نماز پذیرفته نمى‌شود.

و نیز سزاوار است انسان از هر چیزى که اجر و ثواب نماز را کم مى‌کند بپرهیزد مثلا در حال کسالت و سنگینى از جهت خواب یا غفلت نماز نخواند، شتاب نداشته باشد در حال دفاع از بول و غائط و باد نباشد چشم به آسمان یا جاى دیگر ندوزد بلکه به چشم خاشع باشد مثل کسى که چشم روى هم مى‌گذارد و از هرچه منافى خشوع است پرهیز کند. و سزاوار است آنچه که سبب زیاد شدن اجر و بلندى درجه است، انجام دهد.

مانند به کار بردن بوى خوش و پوشیدن پاکیزه‌ترین لباس و در دست کردن انگشتر عقیق و درست کردن و شانه نمودن موها و مسواک کردن دندانها و غیره.

نمازهاى واجب

: شش است:

 ١ -نمازهاى پنجگانه شبانه روزى و آن هفده رکعت است: نماز صبح دو رکعت، نماز ظهر چهار رکعت، نماز عصر چهار رکعت، نماز مغرب سه رکعت، و نماز عشا چهار رکعت.

 ٢ -نماز آیات-هرگاه زلزله بیاید، یا آفتاب یا ماه بگیرد، یا هر ترسانندۀ آسمانى یا زمینى که موجب ترس بیشتر مردم واقع شود، خواندن دو رکعت نماز واجب مى‌گردد که در هر رکعتى پنج رکوع بجا آورده مى‌شود. به تفصیلى که در رساله‌هاى عملیه ذکر گردیده است.

 ٣ -نماز طواف، یعنى کسى که طواف واجب کرد، باید دو رکعت نماز در مقام ابراهیم علیه السّلام بجا آورد.

 ۴ -نمازى که به نذر یا عهد یا قسم یا اجیر شدن، بر انسان واجب شده باشد.

 ۵ -نمازهائى که از پدر (و مادر بنابر احوط) فوت شده و از دنیا رفته باشند بر عهدۀ پسر بزرگتر آنها است که قضاى آنها را از طرف والدین بجا آورد.

 ۶ -نماز میت، یعنى هر مسلمانى که از دنیا برود پس از غسل دادن و کفن کردنش واجب است بر او نماز بخوانند. و همچنین بر جنازۀ اطفال مسلمین اگر شش ساله


 ١ ) - إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اَللّٰهُ مِنَ اَلْمُتَّقِینَ (سوره  ۵  آیه  ٣٠ ) .

شده باشند هرگاه نمازى از نمازهاى یومیه از مکلف ترک شود، واجب است قضاى آن را بجا آورد. خواه عمدا نخوانده یا فراموش کرده یا در تمام وقت نماز، خواب بوده باشد. و همچنین واجب است قضاى نمازى که خوانده درحالى‌که واقعا باطل بوده. مثل اینکه طهارت نداشته یا رکنى را فراموش کرده یا جزء واجبى را عمدا ترک کرده.

البته نمازهائى که در حال دیوانگى یا بیهوشى ترک شده، واجب نیست قضا کند. و همچنین نمازهائى که در حال کفر اصلى ترک شده، پس از مسلمان شدن قضا ندارد چنانچه نمازهائى که از زن در حال حیض و نفاس که نمى‌خواند، لازم نیست قضا کند ولى نمازى که در حال مستى شراب ترک شده قضاى آن واجب است.

غیر از نماز یومیه، سایر نمازهاى واجب، هرگاه ترک شود، قضاى آنها به تفصیلى که در رساله‌هاى عملیه ذکر شده واجب مى‌باشد.

نماز فوت شده را باید قضا کرد

: سستى کردن در قضاى نمازهاى واجبى که از انسان ترک شده، جایز نیست و چنانچه چیزى از نماز قضا بر ذمه‌اش باقى بماند، واجب است وصیت کند که پس از مردنش بجا آورند و هرگاه وصیت کرد، بر وصى او واجب مى‌شود که از بابت ثلث مالش آنچه را گفته از نماز و روزه استیجار نماید و اگر وصیت نکرد یا مالى نداشت تا وصیت کند، بر پسر بزرگش واجب است نمازهاى فوت شده‌اش را بخواند یا اجیر بگیرد و اگر پسر نداشته باشد، هرچند در صورت وصیت نکردن بر سایر ورثه واجب نیست لیکن احتیاط آن است که سایر ورثه یا بجا آورند یا هریک به قدر سهم خود استیجار نمایند.

در موضوع بهره‌مندى اموات از اعمال خیر که زنده‌ها به نیابت آنها بجا مى‌آورند و همچنین برطرف شدن عذاب از ایشان به سبب اینکه زنده‌ها واجباتى که از ایشان فوت شده بجا مى‌آورند، در روایات معتبره از اهلبیت علیهم السّلام وارد گردیده و در حقیقت این امر بابى است از ابواب فضل الهى دربارۀ کسى که با ایمان از دنیا رفته باشد-ناگفته نماند که اثر این نیابت فقط سقوط عذاب و رسیدن بعضى از مراتب ثواب است.

لیکن آثار بزرگى که بر عباداتى مانند نماز و روزه و حج است و طى مراتب قرب به وسیله آنها موقوف به مباشرت و بجا آوردن خود شخص است بلکه این آثار نصیب شخص نائب مى‌شود در صورتى که قصد قربت داشته باشد و بالجمله شخص عاقل نباید در اداى واجبات مسامحه کند به خیال اینکه پس از او برایش بجا آورند. زیرا اولا معلوم نیست که پس از او وارث دلسوزى داشته باشد و عمل را صحیحا آن‌طورى که تکلیف را ساقط کند انجام دهد. ثانیا از ثوابهائى که در بجا آوردن خود شخص است، محروم مى‌باشد. و در روایت است که یکى از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله وصیت کرد، پس از مرگش انبار خرمائى که داشت در راه خدا انفاق کنند. چون مرد، آن حضرت همه را از طرف او صدقه داد، دانه‌اى از آن خرماها به زمین افتاده بود، حضرت آن را برداشت و فرمود اگر خودش این دانۀ خرما را انفاق کرده بود، براى او بهتر بود از این انبار خرما که من از طرفش دادم. براى تأیید مطلب، یعنى بهره بردن اموات از عمل زنده‌ها مؤیدات بسیار و رؤیاهاى صادق بیشمارى است و در اینجا براى نمونه یکى از آنها که در دار السّلام مرحوم نورى است ذکر مى‌شود:

نقل نموده از شیخ اجل و اورع حاج ملا على تهرانى از والد ماجدش مرحوم حاج میرزا خلیل که فرموده بود: در تهران، در یکى از حمامها، در سر حمام آن خادمى بود که او را پادو مى‌گوئیم و او نماز و روزه بجا نمى‌آورد. روزى نزد، یکى از معمارها آمد و گفت:

مى‌خواهم برایم حمامى بنا کنى. معمار گفت: تو از کجا پول مى‌آورى؟ گفت: تو چکار دارى، پول بگیر و حمام بساز. پس آن معمار حمامى براى او ساخت معروف به اسم او و اسمش على طالب بود.

مرحوم حاج میرزا خلیل فرمود: که وقتى در نجف اشرف بودم در خواب دیدم که على طالب به نجف اشرف در وادى السّلام آمد. من تعجب کردم و گفتم: تو چگونه به این مکان شریف آمدى و حال آنکه تو نه نماز مى‌کردى و نه روزه مى‌گرفتى؟ گفت:

فلانى، من مردم و مرا گرفتند با غل و زنجیرها به سوى عذاب ببرند که حاج ملا محمد کرمانشاهى (ایشان از علماى تهران بودند) جزاه اللّه خیرا فلانى را نایب گرفت براى من که حج بجا آورد و فلانى را اجیر کرد براى نماز و روزۀ من و از براى من زکات و مظالم داد به فلان و فلان چیزى بر ذمۀ من نگذاشت مگر اینکه ادا کرد و مرا از عذاب خلاص نمود. خداوند جزاى خیرش دهد.

پس من ترسان از خواب بیدار شدم و از آن خواب تعجب داشتم، تا اینکه بعد از مدتى جماعتى از تهران آمدند، احوال على طالب را از ایشان پرسیدم؛ پس مرا خبر دادند به همان نحو که در خواب دیده بودم. حتى اشخاصى که نایب شده بودند براى حج و نماز و روزۀ او مطابق بودند بآنچه در خواب به من خبر داده بود. پس از صدق رؤیاى خود تعجب کردم.

  

   

0
9

چغیبل    ۱۲ آبان ۱۳۹۷
🌸/█\20💟20/█\🌸

کژال آ    ۰۴ فروردین ۱۳۹۷
🕋🌈ϐιɢ lικε🌈🕋

ارغوان شیرازی    ۲۱ اسفند ۱۳۹۴
بیســـــــــــــ2000ــــــــــــت

میر شجاع سیدین    ۰۶ اسفند ۱۳۹۴
مچکرم از زحمات شما بزرگوار

مهزاد ا    ۰۶ اسفند ۱۳۹۴
20

فرزاد زند    ۰۶ اسفند ۱۳۹۴
سپاس

محبوب ترین مقالات اعتقادات و مذهب»فقهی
بازدید: 1449
نظرات: 93
0
228
بازدید: 1127
نظرات: 79
0
215
بازدید: 1727
نظرات: 77
0
203
بازدید: 1650
نظرات: 73
بازدید: 1080
نظرات: 39
بازدید: 1230
نظرات: 60
0
185
بازدید: 1273
نظرات: 45
بازدید: 2088
نظرات: 107
بازدید: 1477
نظرات: 73
0
91