ستاره مشرقی
گروه: ستاره مشرقی
رهبر گروه : ستاره جون
تاسیس : 25 خرداد 1390
ایران بیستی عزیز - با توجه به درخواستهای زیاد همراهان همیشگی ایران 20 مبنی بر راه اندای مجدد سیستم پرداخت ، امکان پرداخت انلاین در سایت فراهم شده است . لطفا برای شارژ حساب خود به قسمت بالا صفحه موجودی - افزایش اعتباربیستک مراجعه کنید.
مشرقي

مشرقي

پیمان فرزان
دیگر نمینویسمت
هرکس به چشم هایم نگاه کند
تورا خواهد دید...

۲۷ آبان ۱۳۹۰ - ساعت ۱۷:۲۷

پیمان فرزان
ببخش اگه تو قصه مون دو رنگ و نامرد نبودم

ببخش که عاشقت بودم خسته و دل سرد نبودم

ببخش که مثل تو نشد خیانتو یاد بگیرم

اگر که گفتم به چشات بزار واسه تو بمیرم

ببخش اگه تو گریه هام دو رنگی و ریا نبود

اگر که دستام مثه تو با کسی آشنا نبود

ببخش اگه تو عشقمون کم نمی زاشتم چیزی رو

ببخش که یادم نمی ره اون روزای پاییزی رو

لیاقت دستای تو بیشتر از این نبود عزیز

نه نمی خوام گریه کنیِ،برای من اشکی نریز

لیاقت چشمای تو،نگاه ِ پاک ِ من نبود
۱۲ آبان ۱۳۹۰ - ساعت ۲۲:۲۷

::مــومــنـی:: اومدم تا..... منم میام
ببخش مرا كه براي نگاهت كافي نبوده ام
ببخش اگر دستانم ،
براي نگاه داشتنت كوچك بود
ببخش مرا اگر در قلبم جا شدي
و ديگر براي هيچ جا نبود

اكنون كه مرده ام مرا ببخش
اكنون كه عاشقم مرا ببخش
ببخش مرا به خاطر تمام لبخند هايت كه عاشقم كرد
و به خاطر تمام اشكهايم كه گرفتارت كرد
ببخش اگر آنقدر با تو هم درد شدم تا درد هايت زياد شد

اكنون كه ديگر نيستم مرا ببخش!
اكنون كه از ياد برد ه اي با تو زيسته ام مرا ببخش
مرا ببخش اگر نامت را زياد مي خواندم
و يا اگر زياد در پيش تو مي ماندم
آنقدر كه حوصله ات را سر ميبردم ..

اكنون كه نمي خندم مرا ببخش ...
اكنون كه ديگر هيچگاه اشكي ندارم مرا ببخش!!

ببخش اگر نترسيدم خدا هم فراموش كند مراقبت باشد و نگفتم : خدا نگهدارت!

مرا به خاطر تمام نا گفته هايم ببخش
اگر نگفتم تا قيامت به اميد ديدارت ..

اكنون كه من به قيامت دل بسته ام
ديگر مرا ببخش !!!
۱۷ مهر ۱۳۹۰ - ساعت ۱۴:۲۶

ستاره جون [quote=وحید صداقت-134509]
مامعتقدیم که عشق سر خواهد زدبرپشت ستم کسی تیر خواهد زدسوگند به هر چهارده ایه نورسوگند به زخمهای سرشار غروراخرشب سرد ما سحر میگرددمهدی به میان شیعه برمیگرددیا امام زمان انتظار هم از نیامدنت بی تاب شد...
[/quote]
هرکه خوبی کرد زجرش می دهند
هرکه زشتی کرد اجرش می دهند
باستان کاران تبانی کرده اند
عشق را هم باستانی کرده اند
هرچه انسانها طلایی تر شدند
عشق ها هم مومیایی تر شدند
اندک اندک عشقبازان کم شدند
نسلی از بیگانگان آدم شدند
۱۶ تیر ۱۳۹۰ - ساعت ۸:۱۶

نازیلا هرگز برای غروب خورشید گریه نکن و گرنه فرصت نمی کنی به زیبایی ستاره ها نگاه کنی
۱۳ تیر ۱۳۹۰ - ساعت ۸:۱۷

وحید صداقت مامعتقدیم که عشق سر خواهد زد
برپشت ستم کسی تیر خواهد زد
سوگند به هر چهارده ایه نور
سوگند به زخمهای سرشار غرور
اخرشب سرد ما سحر میگردد
مهدی به میان شیعه برمیگردد
یا امام زمان انتظار هم از نیامدنت بی تاب شد...
۰۶ تیر ۱۳۹۰ - ساعت ۸:۴۸

روزبه جاوید ♥♥ یـا اباالفضـــل! عـاشـق تقديم به ستاره مشرقي
تلخی ست امروز!
در تونل وحشتِ شهر بازی ی زمان!
و در ترافیک سنگینِ هجوم پریشانی ام!

قطار فرار کرده!!
واگن ها از سر و کول هم بالا می روند!
و من مانند سوزن بانی پیر در خواب مقصودم!!
مقصودی؛ موهوم!!

و سکوتی مرگبار که دو باره حاکم می شود!
من فریادِ مردی سرگردان
را در برزخ خیالم می شنوم!
که حاکی از فاجعه ای عظیم است!

چند آه آن طرف تر!!
بر بومِ مخدوشِ خیالم!
سایه ی شیطان می رقصد!
که با سرعت صوت زمان را؛
از او: (خیالم) عبور می دهد!!!
کاش ؛
زمان به عقب باز می گشت!
تا دگر بار هو، هو، چی، چی!!!
من را از این کابوس می رهانید!...

اما افسوس که همه خیالی ست خام!
و تردیدی مرموز!...
يا علي
۰۵ تیر ۱۳۹۰ - ساعت ۲۳:۱۳

ستاره جون چنان دل كندم از دنيا كه شكلم شكل تنهائيست

ببين مرگ مرا در خويش كه مرگ من تماشائيست



مرا در اوج مي خواهي تماشا كن تماشا

دروغ اين بودم از ديروز مرا امروز حاشا كن



در اين دنيا كه حتي ابر نمي گريد به حال من

همه از من گريزانند تو هم بگذر از اين تنها



گره افتاد در كارم به خودكرده گرفتارم

به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيش رو دارم
۰۵ تیر ۱۳۹۰ - ساعت ۱۵:۱۹

ستاره جون خدایا

از عشق امروزمان چیزی برای فردا کنار بگذار.

نگاهی ،

یادی ،

تصویری ،

خاطره ای

برای هنگامی که فراموش خواهیم کرد

روزی چقدر عاشق بودیم
۰۵ تیر ۱۳۹۰ - ساعت ۱۵:۱۹

بهزاد منتظریم
۰۵ تیر ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۰۸

صفحه 1 از 3 1 2 3

مدیران گروه
گروه های بروز شده

>> > >>>گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد>> > >و...


در این گروه سعی میشه فقط و فقط حرفای قشنگ و ا...


>>>تقدیم به همه گل های ایران بیست... توی زمون...


>>>ما شبی خواستیم کاری بکنیم> توی برفا کلبه ا...