0%
مینا  شیدا  سنجاقک تو که رفتی پریشون شد خیالم
۰۱ خرداد ۱۳۹۴
آغــوش گـــرمــــم بــــاش، بـگـذار فـرامـوش كـنـم لـحـظـه هـایـی را كـه در سـرمــای بــی كـسـی لــرزیــدم
تبلیغات

از ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : چه کسی ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ؟
ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ خندید و ﮔﻔﺖ: ﻋﺸﻘﻢ ﺭﺍ...
ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻋﺸﻘﺖ ﮐﯿﺴﺖ ؟؟ ﮔﻔﺖ ﻋﺸﻘﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ !!
ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺸﻘﺖ ﺣﺎﺿﺮﯼ ﭼﻪ کارها ﮐﻨﯽ....؟
ﮔﻔﺖ : ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻋﺎﻗﻼﻥ ﻧﻤﯿﺸﻮﻡ، ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ...، خیانت نمیکنم...
دور نمیزنم.... وعده سر خرمن نمیدهم...دروغ نمیگویم..خیانت نمیکنم....
و ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺍﺷﺖ، ﺗﻨﻬﺎﯾﺶ ﻧﻤﯿﮕﺬﺍﺭﻡ، ﻣﯿﭙﺮﺳﺘﻤﺶ...
ﺑﯽ ﻭﻓﺎﯾﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ، ﺑﺎ ﺍﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻮﺩ ..
برایش فداکاری خواهم کرد..ناراحت و نگرانش نمیکنم...غمخوارش میشوم...
ﮔﻔﺘﻨﺪ : ولی ﺍﮔﺮ ﺗﻨﻬﺎﯾﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ...، ﺍﮔﺮ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﺪﺍﺷﺖ ..، اﮔﺮ ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﮐﺮﺩ ، ﺍﮔﺮ ﺑﯽ ﻭﻓﺎ ﺑﻮﺩ..اگر ترکت کرد ﭼﻪ...؟
اشک بر چشمانش حلقه زد و ﮔﻔﺖ :
ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻦ دﯾﻮﺍﻧﻪ ﻧﻤﯿﺸﺪم




قصـــــــــهء انسان . . .

قصــهء یکـــــــــ دل است و یکـــــــــ نردبان . .

قصــــهء بالا رفتــــن

قصـــهء هزار راه و یکـــــــــ نشانی

قصـهء پله پله تا خـــــــــــــــــــدا . .

قصــهء جستجــــــو ، قصــهء از هر کجــــا تا او

قصـــــــــهء انسان ؛ قصــــهء پیلــــه است و پروانــــــه . . !

قصــهء تنیدن و شکافتن . . .

مـــن اما . .

هنــــوز اول قصـــــــــه ام . .

ایستاده روی اولین پلـــــــــه

نشانی گـــــــــم کرده . .

با دو بــال ناتمام و یکـــــــــ آسمان

خدایـــــــــا . . . !

دستـــــــــ دلـــم را می گیـــری . . . ؟





تو چشمای پر از اشکم به دنبال چی میگردی؟ من و بازیچه دست
هوس های خودت کردی میگفتی مال هم میشیم یه روزی تا ابد اما
اماتو از اینجا داری میری.بدون من خودت تنها همش تقصیر قلبم بود .که از دنیا ترو میخواست داری میری برای من .همینجا آخر دنیاست تموم آرزوهای من و کشتی با بی رحمی تو از عاشق شدن حتی یه خط شعرم نمی فهمی خیانت کردی بی احساس .یکی رو تو قلبت داشتی که عمری عشقم و پای یه حس ساده میزاشتی







یک سال دیگر گذشت ...

خیالت تخت

یک روز

دقیقا نمی دانم کدام روز

اما شاید روزی حوالی تمام شدن دنیا

آنجا که مطمئن شوم

بعد از من

کسی تو را نخواهد داشت

از دلتنگی که هیچوقت عادت نبود

از دوست داشتنی که بند نیامد

از احساسی که حبس شد پشت نگاهم

و چشمهایت ...که هیچوقت گذرشان به من نخورد !

از دستانم که لرزیدند پشت نوشتن حرفهایم

از اشکهایم که چه گرم بودن وقت سرد بودنت

از نگرانی ام پشت جواب ندادن هایت

و بدتر از آن ... نبودنهایت

از آن آدم ضعیفی که ساخت از من ، غرورت ...

یک روز

قبل از دیر شدن

قبل از انتها

قبل از ، از دست رفتنم

حرفها دارم برایت ...

امروز روز من است ...







من زخم های بی نظیری به تن دارم
اما تو مهربان ترینشان بودی
عمیق ترینشان
عزیز ترینشان
بعد از تو آدم ها تنها خراشی بودند بر من
که هیچ کدامشان به پای تو نرسیدند
عشق من
خنجرت کولاک کرد...




چرا رفتی چرا من بی قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
نگفتی ماه تا امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم نا شکیباست
چرا رفتی چرا من بی قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم

خیالت گرچه عمری یار من بود
امیدت گرچه در پندار من بود
بیا امشب شرابی دیگرم ده
ز مینای حقیقت ساغرم ده
چرا رفتی چرا.من بی قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم

چرا رفتی چرا من بی قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
نگفتی ماه تا امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم نا شکیباست
چرا رفتی چرا من قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم

دل دیوانه را دیوانه تر کن
مرا از هردو عالم بی خبر کن
بیا امشب شرابی دیگرم ده
ز مینای حقیقت ساغرم ده
ز مینای حقیقت ساغرم ده

چرا رفتی چرا من بی قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم





بگذار اگر اینبار سر از خاک برآرم
بر شانه ‌ی تنهایی خود سر بگذارم
از حاصل عمر به ‌هدر رفته ‌ام ای ‌دوست
ناراضی‌ ام، امّا گله‌ ای از تو ندارم
در سینه‌ ام آویخته دستی قفسی را
تا حبس نفس‌ های خودم را بشمارم
از غربت‌ام آنقدر بگویم که پس‌ از تو
حتّی ننشسته ‌ست غباری به مزارم
ای کشتی جان! حوصله کن می‌رسد آن‌ روز
روزی که تو را نیز به دریا بسپارم
نفرین گل سرخ بر این که نگذاشت
یک‌ بار به پیراهن تو بوسه بکارم
ای بغض فرو خفته مرا مرد نگه دار
تا دست خداحافظی ‌اش را بفشارم...




قاصدک بیا کنارم, برام از خونه بگو
از همون خونه که پشت, گریه پنهونه بگو
بگو چند تا گریه راه, تا جواهر ده سبز
چند تا راه بندونه سنگی, چند تا دیوار, چند تا مرز


بگو از خواب متل قو, از شب دریا کنار
بگو از چیزایی که, ازم گرفته روزگار
بگو از محله های, بی ریای بچگی
غیر من کسی نمونده, حرفاتو بهش بگی
بگو از تجریش و سینمای بی سقف بهار
بگو از تپیدنای دو تا قلب بیقرار
از تب دیدن سنگام, تو تابستونای داغ
شوق آرتیس بازی تو اون, خلوت ناب کوچه باغ

دیگه خسته ام من از, شمردن دقیقه‌ها
خسته ام از این شبای, سوت و کوره بی صدا
قاصدک بیا کنارم, برام از خونه بگو
از همون خونه که پشت گریه, پنهونه بگو
قاصدک بیا کنارم, برام از خونه بگو
از همون خونه که پشت, گریه پنهونه بگو
قاصدک بیا کنارم, برام از خونه بگو
از همون خونه که پشت, گریه پنهونه




*******************************************
وقتی به تو فک میکنم از همه دلسرد میشم

تنهام توی خیابونام از تو دارم سرد میشم

هیچکس بجز خیال تو با من قدم نمیزنه

حس میکنم کنارمی هنوز سرت رو شونمه


اینجا روزا بدون تو شکل همه

هیچکی نمیدونه دنیام جهنمه

احساس تو به من یه حس مبهمه

بی تو مرگ من مسلمه

نمیتونم راحت باهات حرف بزنم همیشه

از تو با همه حرف میزنم

حس تو تنها حس و حالمه

بی تو مرگ من مسلمه

لحظه به لحظه ی بودن با تورو دوره کردم

من خدا رو هم خسته کردم

تنها نشستم و عکس تو غرق گریه کردم

دیگه رو به مرگم

بگو برمی گردم بگو بر میگردم

♫♫♫

شبا با گریه میخوابم به بالش مشت میکوبم

نمی دونی چقد سخته که مجبورم بگم خوبم

هزار سال بگذره بازم تنم بوی تورو میده
بیشتر...
اطلاعاتی جهت نمایش موجود نمی باشد.
موسیقی پروفایل
هدایا
دسته گل 2
توسط:
katayoon
۳۰ دی ۱۳۹۳
دسته گل 2
۱۶ شهریور ۱۳۹۳
سلام کوچولو
توسط:
ستاره
۱۴ تیر ۱۳۹۳