0%
رهگذر

رهگذر

زن

9 آبان 1339 (59 ساله)

تاریخ عضویت: 28 آبان 1391

مَرو بخواب همچو بخت من ،ای چشم مست یار


دیگر برایم مهم نیست !
بی حس شده ام ...
از قضاوت و بی انصافیِ هیچ آدمی ، دلم نمی گیرد !
من به مرحله ی پذیرشِ خودم رسیده ام ،
نه از تمجید و ابراز علاقه ی کسی ، ذوق می کنم ،
نه با انتقاد و رفتنِ کسی ، به هم می ریزم !
به معنایِ واقعی ، عینِ خیالم نیست !!!
این روزها ، همه چیزِ دن
ادامه...
سید گیلانی حال دلت خوش💚🙏
ادامه
  ۱۳ خرداد ۱۳۹۹
جواد خان خیلی عالی 20
ادامه
  ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹
بی خبر از هم خوابیدن چه سود ؟

بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود ؟



زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید ،

ورنه بر مزارش آب پاشیدن چه سود ؟



گر نرفتی خانه اش تا زنده بود ،

خانه صاحب عزا خوابیدن چه سود ؟



گر نپرسی حال من تا زنده ام
ادامه...
سید گیلانی زنده کش بودیم و با مرده پرستی شادیم
ادامه
  ۱۳ خرداد ۱۳۹۹
عرشیا محمدی لایک بیست
ادامه
  ۲۷ فروردین ۱۳۹۹
ظاهرم قصر است. اما از درون، ویرانه ام

من صدای خسته ی پروانه ای بی خانه ام



عاشق صیادم و عمدا به دام افتاده ام

آه … او پنداشت من دنبال آب و دانه ام



باد، میزد شانه مویش را !!!… تلافی میکنم

گیسوان او،فقط مال من است و شانه ام



باد در موی
ادامه...
عرشیا محمدی لایک بیست
ادامه
  ۲۷ فروردین ۱۳۹۹
جواد خان 20
ادامه
  ۲۲ فروردین ۱۳۹۹
آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای،
از این آشفته ام که دیگر نمی توانم تو را باور کنم!

#نیچه/فراسـوی نیک و بد
عرشیا محمدی لایک بیست
ادامه
  ۲۷ فروردین ۱۳۹۹
جواد خان 20
ادامه
  ۲۲ فروردین ۱۳۹۹
کجا؟
هر جا که اینجا نیست!
من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم
ز سیلی زن، ز سیلی خور
وزین تصویر بر دیوار ترسانم.
عرشیا محمدی لایک بیست
ادامه
  ۲۷ فروردین ۱۳۹۹
جواد خان 20
ادامه
  ۲۲ فروردین ۱۳۹۹
615