امروز بازم امروز آمد . دیروز را پشت سر گذاشتیم .
از دست عزیزترینم ناراحت بودم آخه شمارمو به یه دختر دیگه داده بود تا ببینه با اون حرف میزنم یا نه ، خلاصه رفتارم اون روز با اون دختره که اسمش (س.ر) بود کمی بهش اثبات کرد که واقعا دوسش دارم بهم گفته بود که بعد از ظهر بهم یه حرفی رو میگه ولی خبری ارش نشد .
حالا بی صبرانه منتظر فردام که بدونم چی می خواسته بگه ...
یه بار به صورت کامل و یه بار بدون جملات پرانتز بخوانید علاقه و محبت شدیدی را سابقا به تو احساس می کردم و
( دروغ و احساس بود و در حقیقت نفرین من به تو )
روز به روز بیشتر میشد و تو را بیشتر می شناختم
( به دو رویی تو بیشتر پی می بردم و )
این احساس در قلبم جای میگیرد که بالاخره باید
( از هم جدا شویم و دیگر به هیچ وجه حاضر نیستم )
که روزی شریک زندگی تو باشم
( و اگر چه دوستی ما چون گل های بهاری کوتاه بود ولی )
بسیاری از صفحات و اوراق تو بر من رو شد و مطمن هستم
( جز تضاهر و دو رویی چیز دیگری نیست )
اگر ازدواج ما سر بگیرد تمام عمر
( را با پشیمانی خواههیم گذراند و اگر افسانه آشنایی ما غیر از این باشد )
خوشبخت خواهیم شد و حالا لازم است که بگویم
( این موضوع را به هیچ وجه فراموش نکن و مطمن باش )
این نامه را سرسری نمی نویسم و چقدر ناراحت کننده است که
( باز هم بخواهی در صدد دوستی با من باشی بنابراین از تو می خواهم )
جواب نامه را ندهی چون نامه تو سراسر
( دروغ و تضاهر و خالی از )
محبت است ولی تصمیم گرفته ام همیشه
( تو و یادگاریهای تلخ عشقت را فراموش کنم چون دیگر به هیچ وجه نمیتوانم )
خودم را راضی کنم که دوستت داشته باشم و شریک زندگی تو باشم .
با تشکر محمد رضا .
لحظه ها بياييد گاهي سكوت كنيم شايد خدا حرفي براي گفتن داشته باشد . بیایید به آینده امید ، به امید اطمینان و به اطمینان یقین کنیم تا قدر تک تک لحظه های جوانی و زندگی را دانسته باشیم . با تشکر محمد رضا
رویا تقصير دلم چيست اگر روي تو زيباست حاجت به بيان نيست که از روي تو پيداست من تشنه يک لحظه تماشاي تو هستم افسوس که يک لحظه تماشاي تو روياست .
با تشکر محمد رضا
گریه يادته يه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده ... گفتم : اگه بارون نبود چي ؟ گفتي : اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمونم گريش مي گيره ... گفتم : يه خواهش دارم . وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار . گفتي : به چشم ... حالا امروز من دارم گريه مي کنم اما آسمون نمي باره ... تو هم اون دور دورا ايستادي .
با تشکر محمد رضا