peyvand  
   

 
  آیا زن باید رب النوع زیبایی باشد؟

آيا زن بايد هميشه رب النوع زيبايي باشد؟

گروهي از زنان كه كار بيرون از خانه دارند، وقتي به خانه مي آيند مشغول انجام كارهاي خانه مي شوند و گاهي انجام كارهاي بيش از حد در خانه و خستگي بيرون از خانه باعث مي شود آنها به وضع ظاهر خود بي دقت شوند و برخلاف اوقات ديگر نتوانند با ظاهري آراسته و اخلاقي خوش از شوهر خود استقبال كنند. گاهي زني كه بيرون از خانه هم كار نمي كند، در داخل خانه آن چنان سرگرم بچه داري و شستن و پختن مي شود كه بر اثر خستگي بيش از حد نمي تواند با ظاهري اطو كشيده و لبي خندان در آستانه در ظاهر شود و از شوهرش استقبال كند و زماني هم بيماري و كسالت مانع از انجام اين وظايف مي شود و هر مرد با شعوري مي تواند اين حالات زن را درك كند، و اين مسائل را دليل بر كوتاهي در انجام وظيفه و نداشتن علاقه نسبت به خود قلمداد نكند. اما اين مسئله و گذشت مردان نبايد موجب شود كه زنان هميشه نسبت به وضع ظاهري خود بي توجه باشند و بگويند ظاهر و باطن همين است و شوهر بايد قبول كند و عده اي ديگر به بهانه خانه داري و بچه داري ، عواطف و احساسات شوهر را ناديده گرفته و نسبت به وظايف همسري خود بي توجه باشند. زيرا همانگونه كه ما از شوهران خود انتظاراتي داريم، آنها هم از ما توقعاتي دارند.

متأسفانه عده بيشماري از زنان از درك كامل مردان و انتظارات شوهران عاجزند. وقتي صحبت از آراسته بودن لباس و پاكيزه بودن ظاهر مي كنيم، مي پندارند آن است كه نسبت به مسائل زندگي بي توجه باشند و تنها به مدل مو و لباس و آرايش خود فكر كنند، تا بتوانند هميشه از شوهران خود پذيرايي نمايند. بايد در نظر داشته باشيد كه تصور شوهر از زن، يك موجود فهميده و كاردان و با محبت است كه هميشه سعي دارد هر كاري را به موقع و به اقتضاي زمان و مكان انجام دهد.

اشتباه نكنيد ؛ كاري كه از صميم قلب به منظور خشنودي شوهر انجام مي دهيد، با ظاهر سازي هاي فريبنده كاملاً متفاوت است و مردان دانا به راحتي قادرند اين دو را از هم تشخيص دهند.تنها محبت، عشق، فداكاري و داشتن صداقت در گفتار و رفتار است كه گذشت زمان قادر نيست ارزش آن را از بين ببرد. ظاهر سازي هاي فريبنده براي هر قصد و منظوري باشند تنها چند روزي دوام دارند.

طور به نظر مي آييد

شايد بارها شنيده باشيد كه عده اي از دوستان و آشنايان مي گويند:" اگر مي خواهيد زندگي زناشويي بهتري داشته باشيد، بايد ظاهر خود را بهتر و زيباتر كنيد." اگرچه ظاهر افراد مي تواند اثرات مثبت و منفي عميقي در ديگران بگذارد ، اما لازم است اين مسئله را بيشتر و عميق تر بررسي كنيم.

گروهي از زنان كه خارج از خانه كار مي كنند، در مقايسه با زناني كه تنها در داخل خانه كار مي كنند از نظر ظاهر مرتب تر هستند. شايد اين امر به صورت عادتي در آمده كه هر روزه مجبور به انجام آن هستند و اغلب ظاهر آراسته آنان موجب مي شود، ناراحتي و گرفتاري هاي آنان به چشم نيايد. اما شما خانم هايي كه خارج از خانه كار نمي كنيد، چه وقت به سر و وضع خود مي رسيد. آيا تنها زماني كه براي انجام كاري از خانه خارج مي شويد؟ آيا تا به حال از خود پرسيده ايد كه وقتي شوهرتان از سركارمي آيد، به نظر او چطور مي آييد؟ آيا تا به حال به ظاهر خود در آينه نگاه كرده ايد؟ آيا ديدن تصوير يك زن نامرتب در آينه براي خودتان جالب است؟

منظور ما اين نيست كه آرايش كنيد و وقتي شوهر از راه مي آيد بگوييد:" من همه اين كارها را براي تو كرده ام". و يا با عصبانيت بگوييد كه اگر به خاطر تو نبود اين همه گرفتاري نداشتم. يا اين كه به ظاهر خود بي توجه باشيد، و بگوييد:" به من چه كه شوهرم شب مي آيد. من كه نمي توانم هر روز خودم را برايش درست كنم". بلكه مي خواهيم بگوييم اگر خواهان بنيان گذاشتن يك زندگي موفق و شاد هستيد، در درجه اول بايد براي خودتان احترام قائل باشيد، و ظاهر خودتان براي "خودتان" هم مهم باشد. سعي كنيد هميشه و در همه حال چه شوهر در خانه باشد و يا نباشد مرتب باشيد. وقتي خود به ظاهر خود توجه داشتيد و سعي كرديد از نظر ظاهر شخصي مرتب باشيد در آن صورت است كه ديدن شما در انتهاي روز براي شوهر دلچسب خواهد بود. همانطور كه قبلاً گفتيم، براي هر زني اتفاق مي افتد كه روزي بيمار شود و يا بر اثر كار و مشغله بيش از حد، نتواند به وضع ظاهر خود برسد. يك شوهر عاقل و فهميده در همه حال زن را درك مي كند و محبت لازم را از او دريغ نمي كند. اما اگر قرار باشد هميشه شلخته و نامرتب باشيد، خودتان و رفتارهايتان براي شوهر خسته كننده مي شويد . حتي اگر تهديد به خودكشي هم كنيد براي او فرقي نمي كند! بايد سعي كنيد تا آنجا كه ممكن است مرتب و آراسته باشيد.

مانطور كه عده اي از صاحبنظران مي گويند: بسياري از زنان بعد از تولد اولين كودك خود " زن بودن" و يا به گفته ديگر "همسر بودن" خود را فراموش مي كنند و مي پندارند منظور از يك مادر خوب بودن، "بي توجهي به وظايف همسري و شلخته بودن است".اگر مي خواهيد، فرزندان خوب و زندگي موفق داشته باشيد، بايد سعي كنيد علاوه بر يك مادر خوب ، يك همسر وظيفه شناس باشيد.

ممكن است كودك شما وقتي مادران ديگر دوستانش را مي بيند، شما را هم شبيه به آنان بخواهد. اگر بخواهيد براساس خواسته هاي كودكانه آنها پيش رويد و نسبت به ظاهر و سر و وضع خود بي توجه باشيد، طولي نخواهد كشيد كه وقتي كودكتان بزرگتر مي شود با وجود اين كه مي داند شما خودتان را وقف او كرده ايد و هر طور كه او خواسته ، بوده ايد شما را به خاطر نداشتن ظاهر آراسته ملامت مي كند و به دنبال كسي مي رود كه بتواند راجع به نحوه لباس پوشيدن و ديگر مسائل با او مشورت كند. پسسعي كنيد در مسائل اجتماعي تا آنجا كه ممكن است با زمان جلو برويد. زيرا كودك شما هرچه بزرگتر شود، به مشاورت، مصاحبت و همفكري شما بيشتر احتياج دارد؛ پس فراموش نكنيد كه مادر و همسر خوب بودن مكمل يكديگرند

خانواده يك سازمان كوچك و بسيار دقيق و حساس است كه به حضور كامل زن و مرد به عنوان دو فرد كامل كه داراي رشد فكري و شخصيتي باشند نيازمند است. هرگز مفهوم ازدواج و زندگي مشترك ، پنهان شدن يكي در ذيل عنوان و مشخصات و اهداف ديگري نيست. آنچه كه لازمه يك زندگي زناشويي موفق است احترام متقابل و تساوي حقوق زندگي بين زن و مرد است. حال اگر زني بخواهد در هر مورد شانه از زير بار مسئوليت ها خالي كند هر گونه امكان رشد و پرورش فكري را از خود سلب كرده است. گروهي ديگر از زنان هم همواره مردان را مورد ستايش قرار مي دهند. آنچه كه لازم است در اينجا يادآور شويم اين است كه ستايش كردن مردي براي محاسن اخلاقي وي ، هم منطقي است و هم زيبا. اما اگر بخواهيم مردان را مورد ستايش قرار دهيم فقط به اين دليل كه آنها موجوداتي از نوع مخالف ما هستند نه تنها منطقي و پسنديده نيست بلكه كاري بس احمقانه مي باشد. اينگونه رفتارها يك وابستگي مداوم و سلطه كامل را براي ما مي آفريند و سبب مي شود همانند يك كودك در انتظار شنيدن يك كلمه ستايش آميز او بمانيم كه شايد او هرگز به زبان هم نياورد. اگر زني بدون علت و بي هيچ شناخت شخصيتي زبان به ستايش يك مرد گشود ديگر نمي تواند از حقوق مساوي و آزادي و سازندگي شخصيتي براي خودش دم بزند.

لازم است بدانيد مردان هم موجوداتي معادل زنان هستند، با كمي اختلافات جسمي كه لازمه تكامل زندگي بشر است. همانطور كه براي مردان لازم است قبل ازدواج كاملاً رشد فكري و شخصيتي پيدا كنند و تخصصي را كاملاً بياموزند ، براي زنان هم لازم است قبل از ازدواج كاملاً رشد فكري و شخصيتي پيدا كنند و يك تخصص را بياموزند. عده اي از زنان همواره مي پندارند كه هر آنچه در زندگي كم دارند يك مرد قادر است به راحتي به آنها بدهد. گاهي كمبود مادي است از قبيل ماشين، مسكن، يا لوازم زندگي كه مرد مي تواند به راحتي براي زن فراهم نمايد. اما كمبودهاي شخصيتي از قبيل قاطعيت ، قدرت انتخاب ، قدرت قضاوت ، صلاحيت زندگي ، لياقت شخصي و موارد ديگر را هرگز يك مرد نمي تواند يك جا به زن بدهد. اگر مرد ، شايسته و فداكار باشد تنها در مواردي قادر است زن را ياري دهد. اگر به دختران بياموزند كه از هر فرصتي براي پرورش فكري و شخصيتي خود استفاده نمايند و زماني كه كاملاً آمادگي قبول مسئوليت را داشتند اقدام به ازدواج نمايند ديگر اين چنين مشكلات و ناهنجاري ها برايشان پيش نخواهد آمد. اين گروه از دختران قطعاً در انتخاب همسر موفق تر بوده و بعد از قبول مسئوليت هم به نحو احسن از عهده انجام آن برمي آيند.

 

 

 

 

ازدواج ، بنا نهادن يك خانواده است و خانواده يك سازمان بسيار دقيق و حساس است و به افراد بالياقتي احتياج دارد تا اموراتش را سازمان دهند. گروهي از زنان ازدواج را وسيله اي براي فرار از ماهيت وجودي خود مي دانند و اغلب مي پندارند ازدواج سبب مي شود تا همه چيز باب ميل آنها پيش رود. اين گروه از زنان هميشه به دنبال مردي هستند كه آنها را در همه مسائل و مشكلات حمايت كند. گاهي هم از شوهر در ذهن خود يك قهرمان افسانه اي مي سازند. مي پندارند شوهر فردي است كه مي تواند يك معشوق و يك محبوب كامل باشد كه با بازوهاي آهنين مشكلات را يكي پس از ديگري از ميان بردارد و جاده خوشبختي را براي آنان همواز سازد. متأسفانه اينگونه زنان هرگز نمي توانند فردي را به عنوان يك همسر واقعي بپذيرند. زيرا توقعات بيش از حد آنان همسرانشان را تبديل به ماشين يا ابزاري مي كند كه بايد دائماً در پي برآوردن خواسته هاي آنان باشند و در بسياري از موارد مشاهده شده است كه اين گونه رفتارهاي غلط زنان موجب از هم پاشيدن پيوند مقدس ازدواج مي شود و هرگز نمي تواند سبب شادي و ايجاد كانون گرم پر از محبت در خانواده شود.

گروهي ديگر از زنان ، خود را حقير و كوچك شمرده و دائماً فكر مي كنند كه در چرخه زندگي ، مرد است كه كمان بزرگتر و اساسي تر را تشكيل مي دهد و اين احساس حقارت و بي شخصيتي و بي اهميتي نه تنها قبل از ازدواج ، بلكه بعد از ازدواج هم دائماً آنها را همراهي مي كند و پس از گذشت چند ماهي از ازدواج ، از خود مي پرسند، چه اتفاقي افتاد؟ چرا ازدواج هم نتوانست مرا خوشبخت كند؟ چگونه اين بدبختي براي من پيش آمد؟ كدام قسمت مسئله غلط بود؟ اگر شما هم جزء اين گروه از زنها هستيد، چند لحظه مكث كنيد و خود را بررسي كنيد. هر چقدر درصد اين توانايي در شما بيشتر باشد كارآيي و استقلال شخصيتي شما بيشتر خواهد بود و راحت تر درك خواهيد كرد كه هيچكس سبب ساز شادي و كامل كننده شخصيت شما نيست غير از خود شما . هر چه بيشتر به خود متكي باشيد راحت تر مي توانيد درك كنيد كه يك مرد شايد بعضي از احتياجات شما را رفع كند ولي هرگز قادر نيست تمامي مشكلات شما را پاسخگو باشد. اگر فكر مي كنيد حتماً يك مرد بايد كامل كننده شخصيتتان باشد با همه سعي و كوشش فردي خود قادر نيستيد اين تكامل شخصيتي را براي خودتان پيش آوريد؛ زيرا محال است مردي علاوه بر شخصيت فردي خودش نيمه ديگر شخصيت زني را يدك بكشد تا پس از ازدواج به او دهد و كاملش كند. اگر زني اين چنين راجع به خود و مردان فكر كند هرگز نمي تواند انتخابي صحيح و منطقي داشته باشد. زيرا مردي با ظاهري آراسته و اطو كشيده، يك دسته گل ، يك انگشتري الماس و با لاف زدن از رشادت و مردانگي خود به راحتي مي تواند او را مجذوب خود نموده و خيلي سهل و آسان با احساسات او بازي كند و پس از مدتي او را همانند كالاي دست دوم رها كرده و منجلاب زندگي را برايش عميق تر و دامنه بدبختي را وسيع تر كند.

 
ارسال نظر (15) نظرات شما  
 

 
  عوامل موءثر در شکل گیری عشق

عوامل موثر در شکل گیری نقشه عشق (2)

کودک

لینک مقاله قبل (چراعاشق می شویم؟)

در فرآیند انتخاب همسر، عوامل بسیاری دخالت دارند، اما طبق گفته جان‌ مانی، استاد برجسته روان‌شناسی و طب اطفال در دانشگاه چانزهاپکینز، یکی از آشکارترین آنها چیزی است که او آن را «نقشه عشق» می‌‌خواند: یک سری پیام‌های رمز شده در مغز که به ما می‌گوید به چه چیزی علاقه‌مندیم و از چه چیزی متنفر.

در مقاله ی قبل به بررسی نقش مادر به عنوان" اولین عشق" و همینطور نقش پدر به عنوان" اولین مرد زندگی‌" در شکل گیری نقشه ی عشق توضیح دادیم . حال بررسی دیگر شرایط :

علاوه بر ثاثیر والدین و نقشه ی عشق، دلیل دیگری برای توجیه انتخاب ما وجود دارد. بیشتر ما در میان افرادی بزرگ می‌شویم که شرایط اجتماعی و فرهنگی مشابهی با ما دارند.

ما با افراد در یک محله پرسه می‌زنیم. دوستان‌مان دارای زمینه ی تحصیلی و اهداف شغلی شبیه به ما هستند. قضیه این است که ما با چنین افرادی بسیار راحت‌تریم و در میان آنها بیشتر احساس امنیت می‌کنیم. به عبارتی بودن با آنها را ترجیح می‌دهیم. بنابراین تعجبی ندارد که به کسانی تمایل پیدا کنیم و با آنها پیوند بخوریم که خود و خانواده‌شان شباهت زیادی با ما دارند.

 

اما آیا این واقعیت دارد که قطب‌های مخالف همدیگر را جذب می‌کنند؟ هم بله و هم نه!

یک استاد جامعه‌شناسی در تحقیق خود بیان می‌کند که انتخاب شریک زندگی معمولا بر اساس برخی شباهت‌های اجتماعی صورت می‌گیرد. ما از بسیاری جهات یک تصویر آیینه از خودمان می‌خواهیم. مثلا افراد زیبا و جذاب معمولا به سمت کسانی می‌روند که به همان اندازه جذابیت داشته باشند. اما او بر این نکته تاکید می‌کند که ما به دنبال کسانی می‌گردیم  که دارای نیازهای مکمل ما باشند. در واقع ما با این کار در پی برطرف کردن کمبودها و رسیدن به رضایت بیشتر در زندگی هستیم. یک فرد پر حرف ، جذب کسی می‌شود که به گوش کردن علاقه‌مند است، و یا یک شخصیت تهاجمی و پرخاشگر ، ممکن است به دنبال همسری منفعل و پذیرا باشد.

در واقع یک ازدواج ایده‌آل باید از نظر اجتماعی به هم شبیه باشد و از لحاظ روان‌شناختی با هم تفاوت داشته و مکمل یکدیگر باشد. تعادل میان این دو است که شما را به سمت خوشبختی و عشق واقعی برای تمام عمر سوق می‌دهد.

با همه ی اینها، موارد استثنایی وجود دارد که افراد با زمینه ی اجتماعی متفاوت با هم ازدواج کرده و کاملا هم خوشبخت بوده‌اند. من مردی را می‌شناسم که از یک خانواده سنتی ایرلندی بود و در شیکاگو زندگی می‌کرد. او عاشق زنی کاملا متفاوت با خود شد. وقتی آنها ازدواج کردند، دوستان و اقوام‌شان مطمئن بودند که این ازدواج به زودی به شکست می‌انجامد.

 

اکنون بعد از 25 سال، ازدواج آنها هنوز پا برجاست. بعدها معلوم شد که آن زن شبیه مادر ناتنی‌اش بود: مهربان و دلسوز. از آن دست افرادی که آستین‌ها را بالا می‌زنند و داوطلب کار یا کمک به مردم نیازمند می‌شوند. این همان چیزی بود که شوهرش عاشق آن شد، و همین باعث شد رنگ پوست و مذهب و هر عامل اجتماعی دیگری برایش رنگ ببازد.

 

چنین زوج‌های عجیب و غریبی واقعا وجود دارند که به ندرت می‌توانستند خوشبخت‌تر از این زندگی کنند. البته انواع دیگری از آنها هم وجود دارد. مثلا ممکن است شخصی بی‌نهایت زیبا را بشناسید که با کسی ازدواج کرده که اصلا زیبایی ظاهری خاصی ندارد. این نوعی موازنه است که برخی آن را «نظریه توازن» می‌نامند:

 وقتی مردان و زنان دارای یک امتیاز خاص هستند، مثل هوش بالا، زیبایی غیرمعمول، شخصیتی که دیگران را شیفته خود می‌کند، و یا پول هنگفتی که باز هم همان کار را می‌کند. بعضی از آنها تصمیم می‌گیرند امتیازات خود را با نقاط قوت طرف مقابل معامله کنند. کسی که زیبایی خیره‌کننده‌ای دارد ممکن است این امتیاز را با قدرت و امنیتی که پولدارهای گردن کلفت به همراه دارند مبادله کند. یا فردی که استعداد و مهارت زیادی ندارد اما از یک خانواده اصیل است، شاید اصالت خود را با توانایی‌ها و استعدادهای همسری فقیر معاوضه کند.

 

نویسنده : دکتر جویس برادرز- با تغییر و تلخیص

 
ارسال نظر (12) نظرات شما  
 

 
  چرا عاشق می شویم؟

چرا عاشق می‌شویم؟

عوامل موثر در شکل گیری نقشه عشق (1)

قلب

به راستی این‌چه  نیروی اسرارآمیزی است که ما را به سمت یک نفر می‌کشد و از فردی دیگر- که شاید به چشم یک شاهد بی‌طرف به همان اندازه خواستنی باشد- دور می‌کند؟

شاید با زن و شوهرهایی برخورد کرده‌ باشید که ظاهرا از هیچ نظر به هم نمی‌خورند، اما در عین حال زندگی بسیار خوبی دارند، و شما هم نمی‌توانید بفهمید چرا ؟؟؟

 

من چنین زوجی را می‌شناسم: یک مرد قوی هیکل که در گذشته ورزشکار بوده و در حال حاضر مربی یک تیم ورزشی است، و آخر هفته با دوست هایش به ورزش می روند  و فروشنده موفقی هم هست. همسر همین آقا، خانمی ریز نقش و آرام است که همه وقتش را در خانه می‌گذارند. او حتی برای صرف شام هم دوست ندارد از خانه بیرون برود!

 

نقشه عشق

در فرآیند انتخاب همسر، عوامل بسیاری دخالت دارند، اما طبق گفته جان‌ مانی، استاد برجسته روان‌شناسی و طب اطفال در دانشگاه چانزهاپکینز، یکی از آشکارترین آنها چیزی است که او آن را «نقشه عشق» می‌‌خواند: یک سری پیام‌های رمز شده در مغز که به ما می‌گوید به چه چیزی علاقه‌مندیم و از چه چیزی متنفر.

 

 این نقشه است که تعیین می‌کند ما از کدام رنگ مو، رنگ چشم، لحن صدا، عطر و تیپ خوش‌مان می‌آید. همچنین تیپ شخصیتی که ما را جذب خود می‌کند با این نقشه مطابقت دارد . مثلا این که ما از شخصیت تیپ گرم و دوستانه خوش‌مان می‌آید، یا عاشق افرادی می‌شویم که ساکت اما قدرتمند هستند همگی بستگی به نقشه ی عشق ما دارد.

 

به طور خلاصه افرادی چشم ما را می‌گیرند و ما را به سمت خود می‌کشند که بیشتر به «نقشه عشق» ما بخورند. شاید برای‌تان جالب باشد بدانید این نقشه خیلی زودتر از آن چه که فکرش را بکنید در مغزتان شکل می‌گیرد؛ یعنی در همان سنین کودکی. قبل از اینکه شما 8 ساله شوید نقشه عشق در مغزتان شکل‌گیری را آغاز کرده است. حتما می‌پرسید چگونه؟

 

تاثیر والدین

در دوران کودکی مادرمان مرکز توجه ماست، و ما هم مرکز توجه او هستیم. بنابراین خصوصیات او تاثیر ماندگاری بر ما دارد، به ‌طوری که بعد از آن ما همیشه جذب کسانی می‌شویم که دارای چهره، تیپ، اندام، خصوصیات اخلاقی و حتی شوخ‌طبعی مادرمان هستند.

به این نحو مادران ما- اولین عشق حقیقی در زندگی‌مان- بخش قابل توجهی از نقشه عشق ما را ترسیم می‌کنند. اگر مادرمان صمیمی و مهربان باشد، در بزرگسالی جذب کسانی می‌شویم که صمیمی و مهربان هستند. اگر مادرمان زنی آرام و قدرتمند باشد، شیفته قدرت روحی موجود در همسرمان خواهیم شد.

من اغلب در سخنرانی‌هایم از زوج‌های حاضر می‌پرسم که چه‌ چیزی باعث شد آنها با هم ارتباط برقرار کنند. پاسخ‌های مختلفی می‌شنوم، مثلا اینکه  «همسر من مستقل و قوی است»، «من عاشق شوخ طبعی او شدم» و یا «حرف هاش مرا شیفته خود کرد». من حرف‌های آنها را باور می‌کنم، اما این را هم می‌دانم که اگر از آنها می‌خواستم مادرشان را توصیف کنند، شباهت‌های بسیاری بین همسر ایده‌آل آنها و «مامان»‌های شان پیدا می‌کردم!

 

یک مادر بر فرزندان پسر خود تاثیر دیگری نیز دارد: او نه تنها در این مورد که چه خصوصیاتی در خانم‌ها آنها را جذب می‌کند سرنخ‌هایی به آنها می‌دهد، بلکه بر احساس کلی آنها نسبت به زنان نیز تاثیر می‌گذارد. بر این اساس اگر یک مادر، صمیمی و دوست داشتنی باشد، طبیعتا پسرانش فکر می‌کنند همه ی زن‌ها همین‌طورند آنها احتمالا تبدیل به عاشقانی گرم و پذیرا می‌شوند و در امور خانه فعال خواهند بود.

 

برعکس، مادری که دارای شخصیتی خشک و ملال‌انگیز است و با این که گاهی اوقات حالت دوستانه‌ دارد اما ناگهان رفتاری سرد و خصمانه پیدا می‌کند، می‌تواند فردی پرورش دهد که در عشق خود مردد و ناپایدار  است. چرا که مادرش او را از عشق ترسانده است. چنین مردی از تعهد هراس دارد و ممکن است به همین دلیل رابطه عاشقانه‌اش را به هم بزند و از معشوق خود فاصله بگیرد.

 

در حالی که مادر تا حد زیادی تعیین می‌کند که چه‌ چیزهایی در یک همسر ما را جذب می‌کند، شخصیت پدر نیز- به عنوان اولین مرد زندگی‌مان- بر نحوه ی ارتباط ما با جنس مخالف اثرگذار است. پدرها تاثیر شگرفی بر شخصیت فرزندان و شانس آنها برای داشتن یک ازدواج موفق خواهند داشت. آنها نیز مثل مادرها می‌توانند بر احساس کلی دختران‌شان نسبت به مردان تاثیر‌گذار باشند. اگر پدر در ستایش دخترش دست و دلبازی کند و به او نشان دهد که فردی ارزشمند است، دختر نیز در ارتباط با همسرش در مورد خود احساس بسیار خوبی خواهد داشت.

 

اما اگر پدر خشن و ایرادگیر باشد و شخصیتی خشک و بی‌روح داشته باشد معمولا دخترش احساس می‌کند دوست داشتنی یا جذاب نیست. البته این تاثیر فقط منحصر به پدر و مادر نیست. مثلا در مورد کودکان بی‌سرپرست، مربیان یا اولین کسانی که مورد عشق و توجه آنها قرار می‌گیرند می‌توانند تاثیر مشابهی داشته باشند.

 

در مقاله ی بعد به بررسی شرایط اجتماعی و فرهنگی در شکل گیری "نقشه عشق " خواهیم پرداخت .

 
ارسال نظر (12) نظرات شما  
 

 
  12راه براي خواستگاري

در زندگي اتفاقات كمي نظير ازدواج كردن به فكر و آمادگي زيادي نيازمند است. همه دوست دارند خواستگاري شان يك مراسم رسمي و تمام عيار باشد. مردها دوست دارند همسر آينده آنها اين روز را تا آخر عمر به ياد بسپارند ولي به نظر مي رسد كه اين مراسم خيلي يكنواخت شده و همه راهها امتحان شده است و هيچ نوع تازه اي براي خواستگاري كردن وجود ندارد.
راههاي زيادي براي مردها وجود دارد كه از زن مورد علاقه خود تقاضاي ازدواج كنند.عزيزم با من ازدواج مي كني؟ و بعد مرد زانو مي زند و يك حلقه از جيب خود در مي آورد! اين شيوه باستاني خواستگاري هنوز هم مي تواند مورد استفاده قرار گيرد. اما زنان امروز بيشتر دوست دارند با احساس و عاشقانه از آنها خواستگاري شود يك خواستگاري رمانتيك!

 

1 - به اوج برويد :
اگر زن مورد علاقه شما يك ورزشكار است مي توانيد با او به كوهنوردي برويد وقتي به قله رسيديد از او خواستگاري كنيد. ديگر راههاي ممكن خواستگاري در حال موج سواري، اسكي و... است!
 
2 -
يك فيلم بسازيد :
در يك فيلم ويديوئي خودتان از او خواستگاري كنيد و اين فيلم را در كنار هم تماشا كنيد. او حتماُ از ذوق بالا پايين خواهد پريد و از شما درباره ماه عسل خواهد پرسيد.

 

3 - ميان زمين و هوا :
از مهماندار هواپيمايي كه با همسر آينده خود سوار آن شده ايد خواهش كنيد از پشت بلندگو تقاضاي شما را مطرح كند:
 
ما الان در آسمان سانفرانسيسكو در حال پرواز هستيم و هواپيما تا 45 دقيقه ديگر در مقصد به زمين خواهد نشست ضمناً جوآنا! مايكل مي پرسد آيا افتخار ازدواج كردن را به او مي دهيد؟ بعد از اين عبارت بايد در آرزوي دو چيز باشيد.
جواب مثبت جوآنا
هواپيما سالم به زمين بنشيند!
 
4 -
در اتوبان :
فرض كنيد در اتوبان اتومبيل دختر مورد علاقه تان را مي بينيد، از همه سبقت مي گيريد تا به او برسيد. وقتي به او رسيديد يك پلاكارد در دست بگيريد كه رويش نوشته ايد: لوسي، با من ازدواج مي كني؟ فقط مراقب باشيد كه لوسي از فرط هيجان ترمز دستي را نكشد!
 
5 -
در سينما :
مي توانيد از مسوولين سينما بخواهيد كه قبل از شروع فيلم در بين آگهي ها متني به صورت جولي، همسر من مي شوي ؟ را روي پرده به نمايش گذارد. ممكن است با اين كار برنده جايزه اسكار نشويد ولي بدانيد كه اين رمانتيك ترين صحنه اي خواهد بود كه تا به حال به روي پرده آن سينما رفته است!

 

6 - زير باران :
آبشار نياگاراي كانادا يكي از بهترين جاها براي ماه عسل است و كمتر كسي آنجا را براي خواستگاري انتخاب مي كند. زير باران ، بهترين جا براي تقاضاي ازدواج است.

 

7 - روز ولنتاين :
به جاي خريدن كارت و گل و شكلات براي روز Valentine بهتر نيست عشق خود را با مطرح كردن تقاضاي ازدواج به او نشان دهيد؟

 

8 - يك راه ساده!
در هنگام بروز احساس عاشقانه خود از او خواستگاري كنيد. مطمئن باشيد او توان نه گفتن را ندارد.
 
9 -
از پليس ها كمك بگيريد :
اين يكي شايد به تلاش زيادي نياز داشته باشد . مي توانيد به كمك پليس اتومبيل او را با جرثقيل به اداره راهنمايي ببريد و او را براي دريافت برگه تقاضاي ازدواج احضار كنيد!!
 
10 -
تولدت مبارك :
روز تولد يكي از بهترين موقعيت ها براي گرفتن جواب =بله= است . بعلاوه او خواهد فهميد كه روز تولدش را فراموش نكرديد و هرگز نخواهيد كرد.
 
11 -
پست الكترونيكي :
اينترنت همه جنبه هاي زندگي ما را با تكنولوژي همراه كرده است. چرا خواستگاري را نكند؟ فرستادن يك ايميل با عنوان love mail هم راه ديگري براي مطرح كردن تقاضاي ازدواج است.
 
12 -
با برنامه مورد علاقه او تماس بگيريد :
اگر مي دانيد هر روز سر يك ساعت معين به يك برنامه راديويي گوش مي كند با آن برنامه تماس بگيريد و تقاضاي خود را به طور زنده مطرح كنيد. مي توانيد حتي از مسوولين برنامه بخواهيد به طور همزمان با او تماس برقرار كنند .

 
ارسال نظر (8) نظرات شما  
 

 
  bashoma

 

 
ارسال نظر (0) نظرات شما  
 

 
  نسخه اي براي گشايش بخت

نسخه اي براي گشايش بخت 

مي گويند: دخترشان به مرز ترشيدگي رسيده، يا پسرشان هر جا خواستگاري مي رود، دست رد به سينه اش مي زنند...و بايد فکر چاره بود که بختشان باز شود.

 

 مادربزرگ و خاله کوچيکه و عمه خانم مي گويند : بايد برايش سرکتاب باز کنيم. خودش هم مي گويد بروم فال قهوه بگيرم تا اوضاع و احوالم را واضح تر بشناسم و بدانم به کجا مي روم.

 

 در مراسم خواستگاري دختر به پسر مي گويد، تو متولد ماهي از سال هستي که در طالع ماه تولد من خوش يمني و خوشبختي نمي آورد، پس ازدواج ما نتيجه اي ندارد! خواهر آقاي داماد برايش فال قهوه مي گيرد، به او مي گويد اگر در تاريخ خاصي به خواستگاري بروي، زندگي خوش و خرمي برايت رقم مي خورد. روز خواستگاري فرا مي رسد و پسر جواب رد مي گيرد! براي پسر سرکتاب باز مي کنند و فرد مستجاب الدعوه اي(!!) با گرفتن مبلغ درشتي(!) چند دستور العمل و يک معجون بدمزه و معلوم الحال را براي پسر تهيه مي کند بلکه مشکلش حل شود...

 

 همه اين ها از واقعياتي است که بعضي افراد و حتي خانواده ها با آن دست و پنجه نرم مي کنند. باور انواع و اقسام فال ها و افرادي که ادعاي برقراري ارتباط با عالم ماوراء دارند و يا خود را مستجاب الدعوه مي خوانند و با گرفتن پول هاي گزاف سعي در سوء استفاده از بي اطلاعي و عوام گرايي برخي از افراد جامعه را دارند، همه از مواردي است که موجب مي شود خانواده ها خسران زيادي را درمورد ازدواج جوان هايشان متحمل شوند تا جايي که گاهي يک عمر از کرده خود هم پشيمان مي شوند.

 

مرز واقعيت و خرافه

محمد مهدي محققي کارشناس مسائل ديني درباره مسئله دعا و بازکردن سرکتاب مي گويد: اصل اين که دعا و ارتباط در طبيعت تاثيرگذار است را نمي توان انکار کرد و در روايات داريم که پيامبر اکرم(ص) نيز فرموده اند، اگر دعا نبود پروردگار به شما نگاه نمي کرد. در عالم ماده و فيزيک پناه بردن به دعا و آيات قرآن تاثير فردي و اجتماعي زيادي دارد و تحقيقات نيز نتايج اين موضوع را مثبت نشان داده است . اما مرز اين موضوع تا جايي است که تبديل به خرافه و عوام فريبي نشود. محققي در اين باره مي گويد: پناه بردن به افرادي که خود را مستجاب الدعوه مي خوانند و ادعا مي کنند که واسط ارتباط بين خالق و مخلوق هستند در شرع مقدس هيچ پايه و اساسي ندارد. وي با اشاره به ناديده گرفتن مرز ميان دعا و سحر از سوي خانواده ها اظهار مي کند: در آيات قرآن داريم ذکر شده که دو ملک به بابل فرستاده مي شوند و به مردمان آن جا چيزي مي آموزند که مردها و همسرانشان به اختلاف مي افتند; سحر کردن و طلسم کردن و يا با انواع فال ها، از آينده خبر دادن و به خصوصيات و چند و چون افراد پي بردن "شايد" امري باشد که خيلي ها از آن نتيجه گرفته و به نتيجه دلخواه خود رسيده اند اما از نظر شرع اين موضوع امري حرام تلقي مي شود. محققي مي افزايد: پناه بردن به فال و طلسم و سحر مسئله را غامض تر مي کند و جز اين ثمري ندارد. از طرفي فال و کف بيني و طلسم از امور در ارتباط مستقيم با عالم غيب و ماورا» و پنهاني است و ديده نمي شود، بنابراين نمي توان گفت که فردي که ادعا مي کند، واقعا داراي چنين قدرتي است. زيرا در بسياري موارد شياداني هستند که از زود باوري و جهل مردم استفاده مي کنند و آنان را نسبت به عقايدشان سست و بي ايمان مي کنند.

 

شياداني که خود را نخبه مي دانند

در بحث سحر برخي با نوشتن يک سري اوراق، نوشته ها و دستورالعمل افراد را ملزم به انجام اموري مي کنند که جدا از مسئله دعا است. چنين اموري هم به لحاظ ديني حرام محسوب مي شود و هم در اغلب موارد مشکل افراد را بيشتر مي کند. شايد خانواده ها در ابتدا احساس کنند که مشکلشان حل شده، اما قطعا اين مسئله مي تواند در روند زندگي آن ها در آينده موثر باشد و آنان را با مشکلات عديده اي مواجه سازد. کمااينکه با نتيجه نگرفتن از آن نوعي بدبيني مفرط به دعا و ارز و نياز هم پيدا مي کنند و يا با گرفتن نتيجه ول به صورت اتفاقي، دچار يک اعتياد افراطي در زمينه استفاده از اينگونه راه حل هاي کاذب مي شوند. محققي مي افزايد: سحر و جادو و طلسم را نمي شود انکار کرد، اما از آنجايي که اراده آدمي را تحت تاثير قرار مي دهد و حق زندگي آزادانه را از افراد مي گيرد کاري حرام است. هر چند اين مسايل در طبيعت و فيزيک موثرند و آن را تغيير مي دهند اما به لحاظ شرعي امري حرام خوانده مي شود.

 

 حجت الاسلام محققي درباره باز کردن سرکتاب نيز مي گويد: بازکردن سرکتاب و يا دعايي کردن افراد و دعاگرفتن براي حل مشکل و مسئله خاص، در صورتي که منحصر به آيات قرآن و برقراري ارتباط بيشتر با خداوند و استفاده از ذکرهايي که به منظور تقويت رابطه قلبي با خداوند باشد، مشکلي ايجاد نمي کند اما اگر افراد را ملزم به انجام اموري کنند که به زحمت بيفتند و مجبور به هزينه کردن به بهانه هاي مختلف و يا انجام امور غيرعادي شوند امري حرام و بدور از شان انسان خواهد بود. وي در ادامه گفتگو با برنا تصريح مي کند: شيادان در بسياري موارد سعي مي کنند خودشان را نخبه نشان دهند و گاهي با پي بردن سريع به بعضي مسائل خود را به عنوان فردي که به آينده آگاه است، معرفي مي کنند و به اين ترتيب اتفاقات خوشايند را به خود نسبت مي دهند. در مسئله بخت گشايي در ازدواج و اين که خانواده بخواهد به منظور باز کردن بخت دختري که به اصطلاح بسته شده است، اقدام به گرفتن طلسم کند و به سحر و جادو پناه ببرد نيز مسئله اي است که حرام شمرده مي شود.

 

انحراف بدون بازگشت

گاهي خانواده هايي احساس مي کنند که با گرفتن انواع و اقسام دستور العمل ها و يا با پناه بردن به فال هاي متعدد مي توانند در امر ازدواج جوان هايشان راه گشا باشند و خوشبختي بيشتري برايشان رقم بزنند. اما بايد اين مسئله را نيز مورد توجه قرار داد که از آينده خبر داشتن هيچ ذوقي براي تازه تر بودن و موفق تر شدن يا خوشبخت تر زندگي کردن در جوان نمي گذارد و يا در مقابل کار حرامي مانند طلسم کردن و جادو شدن، طلسم ديگري گرفتن امري به دور از محدوده شرع است که حرام شمرده مي شود و آينده روشني را در پي ندارد. بلکه بهترين مسير، پناه بردن به خداوند و برطرف کردن مشکلات از طريق دعا و آيات خداوند است که والله خير حافظا و هو ارحم الراحمين...از سوي ديگر رجوع به اينگونه افراد آن هم بدون شاخصي براي تاييد سخنان و يا حتي آگاهي ايشان باعث ايجاد يک موج رمال پروري در جامعه مي شود و اين شغل کاذب به خاطر داشتن مشتري و تقاضا به وجهه اي اجتماعي براي برخي تبديل مي شود. مضاف بر اينکه پس از مدتي فرد قضا و قدر الهي را در سيطره بندگاني ضعيف که خود ناتوان ترين افراد در قبال مشيت الهي هستند، مي بينند و اين همان انحراف بدون بازگشت و پرهزينه ماجراي اعتقاد به طالع بيني است.

 

منبع : ابتکار

نويسنده : بنت الهدي صدر

 

 
ارسال نظر (10) نظرات شما  
 

 
  نكاتي در مورد روابط اينترنتي خانمها
كسب اطلاعات و شناسايي پسران جهت ازدواج اينترنتي ( ازدواج اينترنتي خانمها)

2 نكته مهم آغازين:
1 - اين فرايند صرفا جهت ازدواج اينترنتي پيشنهاد مي گردد و دوستيابي از اين طريق ( به علت مراعات نشدن بندهايي از اين فرايند) عوارض ناخواسته اي را به همراه دارد . (در واقع هر گردي گردو نيست).
2 – اگر مقاله با ديد بدبينانه اي تنظيم شده است، صرفا به خاطر اينست كه دوستان را متوجه اهميت موضوع و خطرات احتمالي آن نمائيم.

قدمهاي ذيل به ترتيب براي خانمهايي كه قصد ازداوج از طريق اينترنت را دارند توصيه مي گردد.
1 – با خودتان صادق باشيد و انگيزه شما صرفا كسب اطلاعات عميق در مورد همسر آينده اتان باشد ؛ نه سرگرمي
2 – زياد اطلاعات بگيريد – كم اطلاعات بدهيد.
با آي دي پسرانه بين نويسندگان وبلاگها و اتاق هاي گفتگو و ... رفته و فرد مورد نظر را گزينش نمائيد.( در اين مرحله جنيست خود را روشن نكرده ، تا مشخص نمائيد كه ؛ قادر به ايجاد و ادامه ارتباط ، با فرد مورد نظر خود از طريق افكارتان هستيد نه جنيسيت خود ) .
به عنوان يك دوست اينترنتي ( بدون توجه به جنسيت ) اطلاعاتي را در مورد وي كسب كنيد. سن ؟ جنس ؟ تحصيللات ؟ محل سكونت ؟ رشته تحصيلي؟ شغل ؟ هدفش از چت كردن با با شما ؟ هدفش از ايجاد سايت و وبلاگ شخصي؟ فرهنگ و نژاد ؛ مذهب ؟ سرگرمي ها، نظرات سياسي، متاهل يا مجرد بودن؟ تعداد افراد خانواده ؟ شغل پدر ؟ شغل مادر؟ وضعيت مالي؟ تحصيلات افراد خانواده و برادران و خواهران؟ توضيح در مورد تخصص و شغلش با سئوال از جزئيات آن ؟ موسيقي دلخواهش؟ ميزان و ساعاتي كه كه به اينترنت وصل هست؟ و خلاصه هر آنچه كه به نظرتان براي آشنايي اوليه مفيد است؟
سعي كنيد در اين مرحله اطلاعات كمي از خودتان بدهيد يا بسيار خلاصه باشد. براي قدمهاي بعدي لازم است كه او از شما كمتر بداند. البته براي تحكيم ارتباط لازمست كه مقداري اطلاعات عام از خودتان بدهيد مثل تعداد خانوار ، سن ، رشته تحصيلي، مدرك ، تفريحات مورد علاقه ؛ ولي اطلاعات خاص از جمله نام محل تحصيل ، نام واقعي خودتان ، نام محل كار، آدرس منزل ؛ همچنين عقايد مذهبي ، سياسي را در اين مرحله عنوان ننمائيد.( البته سئوال و جواب ها نبايد خشك و پشت سر هم باشد تا شك طرف مقابل را بر انگيزد. بلكه با ظرافت بايد مطرح شود.

3 – با روشن ساختن جنسيت خود ، ساير سرنخهاي شناسايي وي را با ظرافت طلب كنيد. مثل آدرس سايت هاي محبوبش؟، آدرس وبلاگ يا سايت شخصي اش ؟ آي دي و آدرس ايميلش و در صورت امكان ايميل و آي دي دوستان مورد تائيدش؟ و از او بخواهيد طي ايميل هايي، در مورد خودش مطالب جالب و اختصاصي را بنويسد. در اين مرحله مي توانيد نظر او را در مورد ازدواج بطور عام و ازدواج اينترنتي به طور خاص جويا شويد. سئوال بايد كلي باشد و به قصد و نظر خودتان در اين مورد اشاره نفرمائيد.
( بديهي است ،در هر مرحله از مراحل مذكور ؛ اگر فرد با پارامترهاي دلخواه شما تطابق نداشت يا قصد ازدواج ندارد ، فرايند ازدواج اينترنتي در مورد او به اتمام مي رسد.)

4 – به مطالعه ايميلهاي ارسالي ، سايت ، وبلاگ و اشاراتي كه داشته است به طور عميق مي پردازيد و با ديد منتقدانه بررسي مي كنيد. ، پس از اين مي توانيد با افكار او چالش منطقي و علمي كنيد تا او بيشتر صحبت كند – كه اين مطلب به شناسايي او كمك خواهد كرد.

5 – با آي دي هاي ناشناس و پسرانه با او ارتباط بگيريد و به او ايميل بزنيد و با سئوالاتي شبيه سئوالات بند 1 ، اولا درستي اطلاعات خود را چك كنيد ، ثانيا در يابيد آيا او با يك پسر هم به همان سرعت ارتباط مي گيرد و جواب سئوالاتش را مي دهد؟ ( نقش و تاثير جنيست خود را در ايجاد و ادامه اين ارتباط بررسي كنيد)

6 - با آي دهاي ناشناس و دخترانه با او ارتباط بگيريد و به او ايميل بزنيد و با دادن اطلاعات ديگر ، و گرفتن اطلاعات از او ، مطالبش را چك كنيد. در اينجا دختر ديگري باشيد و نظراتي مخالف نظرات واقعي خود بدهيد. آيا او همان پسر است و با همان افكار . يا چهره متفاوتي از خود ارائه مي دهد. ( ثبات و واقعيت مطالب وي را بررسي كنيد).

7 – با يك آي دي ناشناخته ديگر؛ سكس طلبي او را چك كنيد؛ از او آدرس چنين سايت هايي را بخواهيد يا با ارسال مطالب مسخره و عكسهايي با اين مضامين واكنش او را در اين رابطه بسنجيد. همچنين سن خود را سني اعلام كنيد كه خارج از وقت ازدواج است ( مثلا 10 تا 14 سال) و با او حرفهاي صميمانه و عاشقانه بگوئيد و از او قرار ملاقات حضوري در سطح شهر، منزل خود يا منزلش بگذاريد ؟ جواب مثبت او به اين قرار مي تواند ، او را در اين مرحله ، رد كند.

8 – با دو آي دي دخترانه در دو وقت متفاوت با او تماسي صميمانه و گرم بگيريد و در هر مورد از خود اطلاعات تقريبا متناقض و متضاد بدهيد و نظرش را جداگانه در مورد خودش و خودتان جويا شويد؟ آيا او به رنگ هر دختري در مي آيد. با آن آي دي هاي دخترانه و ناشناس بخواهيد ، كه شما دوست دختر او باشيد. پس از آن در روزي ديگر با آي دي اصلي خود از او تلويحا سئوال كنيد كه آيا او دوست دختري هم دارد. و اگر دارد چه وقت و چگونه آشنا شده است؟ اين مي تواند ميزان راستگويي يا دروغگويي او را تا حدي روشن نمايد.
9 – گاهي از چيزهايي كه بدتان مي آيد براي او به خوبي ياد كنيد و تعريف كنيد و به عكس از چيزهايي خوشتان مي آيد به بدي ياد نمائيد ، و نظر او را بطور غير محسوس در رابطه با نظراتتان جويا شويد. تا واكنش واقعي فرد را چك كنيد. ( تا مطمئن شويد او نقش بازي نمي كند و نظرات قطعي خود را ابراز كرده است)

10 – كم كم اطلاعات خاص از او بخواهيد. نام ، نام خانوادگي ، شماره شناسنامه ، تاريخ تولد ، نام پدر ، آدرس منزل ، شماره تلفن محل تحصيل ،كار ، منزل ، و...، را از او بخواهيد و در اينترنت مشخصات او را جستجو كنيد. همچنين صحت مشخصات او را بررسي نمائيد.

11 – سعي كنيد به غير از خودتان حداقل يك نفرد ديگر كه داراي تجربه و علم لازم در اين مورد است ، از رابطه شما با خبر باشد و مشخصات بند 8 را پس از بررسي صحت آن ، به فرد امين خود بدهيد( اشخاص پيشنهادي : پدر ؛ مادر؛ خواهر يا برادر بزرگتر، معلم ؛ مشاور خانواده و ازدواج)

12 – به احساسهايش ، افكارش ، و رفتارش در خلال صحبت ها توجه نموده و به صورت جزئي و با مثال در رابطه با زندگيش سئوال نمائيد. و واكنش ها و سخنانش را با تمام صحبت ها و نوشته هاي قبلي او كه در آي دي ها متفاوت شما ، به شما گفته است جمعبندي و آناليز نمائيد.
همچنين در مورد پروفايلش سئوالاتي بكنيد. چرا تكميل نكرديد؟ چرا اين آي دي را انتخاب كرديد؟ چرا عكس واقعي خود را در آن نگذاشته ايد؟ چرا به سرگرمي هاي خاصي علاقه داريد؟....


13– صحبت ازدواج را جدي تر مطرح كنيد. و نظرش را در مورد خود جويا شويد. آيا او مي تواند به شما اعتماد كند؟ آيا او به ازدواج با شما مي انديشد. آيا او مي تواند رسما جهت خواستگاري شما اقدام نمايد.( يك سئوال در اينجا مي تواند مطرح شود آيا او دوست دارد كه با شما ازدواج كند يا در حال حاضر شما را فقط به عنوان دوست انتخاب كرده است ؟– اگر قصد ازدواج را با شما ندارد يا مي گويد كه فعلا شرايط ازدواج با شما را ندارد و در آينده اقدام خواهد كرد!؛ ازدواج اينترنتي شما در رابطه با او همين جا خاتمه مي يابد. بديهي است ادامه اين روند به اميد اينكه در آينده او به خواستگاري شما بيايد ، با شكست روبرو خواهد شد و سرخوردگي شما را به دنبال خواهد داشت.( سركه نقد به از حلواي نسيه است)

14 – نظر فرد را در مورد ملاقات حضوري وي با پدرتان ، برادرتان و خانواده اتان در منزل شما ، جويا شويد.( با اين مسئله او را چك كنيد تا چه اندازه جدي و مصمم است – در صورت مخالفت ؛ دلايل او را با ساير بهانه تراشي ها و دليل تراشي هايي كه از او به دست آوريد جمعبندي و تحليل نمائيد)

15 – از او در مورد فيلم هايي كه ديده ، كتابهايي كه خوانده ، ترانه هايي كه شنيده و اعتقاداتي كه دارد ، جزء به جزء بپرسيد و يادداشت كنيد و در مورد آنها اطلاعات بيشتري حاصل كنيد و در جلسات آينده ، از بخشهايي از كتابهايي كه خوانده سئوال كنيد و نظرش را در مورد آن جويا شويد.
16 – با متدهاي دروغ سنج ، دروغگويي او را چك كنيد ( مي توانيد با يك مشاور يا روانشناس در اين مورد مشورت نمائيد)


17 – براي قوي كردن بينش خود در رابطه با عشق ، ازدواج و راههاي آن ، حتما 3 جلد كتاب با عنوان " آيا تو آن گمشده ام هستي " را بخوانيد. اين كتاب از باراباس دلي آنجليس هست. مي توانيد اين كتاب را از انتشارات جيحون روبروي دانشگاه تهران تهيه فرمائيد. براي مطالعه تكميلي و بيشتر كتاب " عشق هرگز كافي نيست " مولف: تي آرن بك ؛ ترجمه : بداغچي را از همان انتشارات بخواهيد. اضافه شدن بينش شما در ازدواج ( چه اينترنتي ، چه غير اينترنتي) ، سوپاپ اطمينان خوبيست. همچنين معيارهاي ازدواج و انتخاب همسر كه در بخش مشاوره ازدواج سايت همدردي قرار گرفته است، مي تواند كمك موثري د راين زمينه به شما بكند.

18– هرگز در هيچكدام از مراحل ذكر شده با او قرار ملاقات حضوري نگذاريد. براي نشان دادن جديت شما در مورد ازدواج اينترنتي؛ اولين ديدار بهتر است به صورت رسمي و با حضور خانواده هاي شما صورت بگيرد.

19 – مراحل فوق نبايد پشت سر هم و سريع سپري شود و به زمان نياز دارد ( پيشنهاد: حداقل طي شش ماه) اگر تمام اين مراحل با موفقيت طي شده است ،او مي تواند صرفا يك خواستگار بالقوه براي شما باشد. مسئله ازدواج را به صورت صريح و شفاف با او بيان نمائيد. و از او بخواهيد در مورد ازدواج با شما فكر كرده و جواب دهد. بديهي است در اين مورد، والدين شما در جريان بوده و در صورت موافقت وي مراسم رسمي و سنتي خواستگاري شروع مي شود. (‌ در اينجا تاكيد روي مراسم سنتي صرفا به خاطر اينست كه ارتباط مجازي شما به ارتباط واقعي و دقيق تري تبديل شوند و فرايند به صورت عميق تري دنبال شود)

20 – طي مراحل فوق به معناي شناخت فرد مذكور نمي باشد. لذا براي انتخاب او به همسري بايد شروع به بررسي و شناخت او در خارج از دنياي مجازي نمائيد كه خود بحث نسبتا مفصلي هست. در اين مورد اگر اطلاعات بيشتري لازم داريد مي توانيد به مراكز مشاوره مراجعه نمائيد.
 
ارسال نظر (14) نظرات شما  
 

 
  نگاهی بر احكام «مهر، عقد و نفقه» از منظر قرآن كريم

نگاهی بر احكام «مهر، عقد و نفقه» از منظر قرآن كريم



در اين نوشتار سعی شده است با بهره‌گيری از احكام قرآن به بررسی سه اصل مهم «مهر، عقد و نفقه» كه بيشترين مراجعه‌كنندگان دادگاه‌های عمومی و خانواده به علت نادانی از آن سرگردانند، پرداخته شود؛ ای كاش به جای عمر سركردن در راهروهای دادگاه و زندان كمی قبل از ازدواج، با اين اصول آشنا می‌شديم.

مهر




قال رسول الله صلی الله عليه وآله «بهترين مهرها آن است كه سبك‌تر باشد چه در ازدواج دائم و چه در ازدواج موقّت - مهر حقّ بی‌چون و چرای زن است و حتّی اگر زن هم مهر نخواهد پيوندشان بدون مهر تشكيل نخواهد شد.



قرآن كريم درباره مهر و لزوم پرداخت آن می‌فرمايد: «مهر زنان را با كمال رضايت بپردازيد ..» /نساء -4

«و زنانی كه صيغه كرده‌ايد واجب است مهرشان را بپردازيد.» /نساء -34

«و اگر تصميم گرفته‌ايد كه همسر ديگری به جای همسر خود انتخاب كنيد و مال فراوانی از آن را پس نگيريد آيا برای بازپس گرفتن مهر آنان به تهمت و گناه آشكار متوسّل می‌شويد ؟» /نساء- 2

«چگونه مهر را از زنان پس می‌گيريد در حالی كه شما با يكديگر تماس و آميزش داشته‌ايد؟» /نساء- 21

«اگر زنان را بيش از آنكه با آنها تماس بگيريد طلاق دهيد در حالی كه مهری برای آنها تعيين كرده‌ايد نصف آن چه را تعيين كرده‌ايد را بپردازيد مگر اينكه آنها ببخشند........» /بقره -237

مهريه خط قرمز اسلام در مورد ازدواج است و برای زن احترام و جايگاهی برای قدردانی است. در سنن اسلامی وجود مهر در هر ازدواجی ضروری است، چه ازدواج دائم و چه ازدواج موقّت!

داستان زير از حضرت رسول صل الله عليه وآله ارزش مهر را در مكتب اسلام نشان دهد «روزی زنی به پيامبر گفت: مرا به همسری خود در بياور! پبامبر اكرم(ص) پاسخ نداد. مردی از اصحاب به پا خاست و گفت: يا رسول الله! اگر شما نمی‌خواهيد من آماده‌ام با اين زن ازدواج كنم!

پيامبر(ص) فرمود: چه چيزی داری به اين زن بدهی ؟؟؟

مرد گفت: هيچ

پيامبر (ص) فرمود: نمی‌شود!

و بالاخره زن اسرار كرد و هر بار هم كه پيامبر از اصحاب می‌پرسيد، تنها همان مرد از جا بلند می‌شد تا اينكه مردی از جا بلند شد و گفت: يا رسول الله من اين مرد را می‌شناسم، اين مرد جز همين جامه كه بر تن دارد هيچ چيز ديگری ندارد.

رسول الله (ص) مرد را صدا زد و فرمود: از قرآن چيزی می‌دانی؟

مرد گفت: بله يا رسول الله

رسول الله (ص) فرمودند: من اين زن را به عقد تو در آوردم تا تو هر چه از قرآن می‌دانی به او بياموزی!»

اين داستان به خوبی نشانگر دو نكته است:

1- بدون مهر ازدواج معنا ندارد و مهريه شناسنامه و برگ اصلی هویّت در سنّت ازدواج در اسلام است.

2- آموزش و علم‌آموزی دارای ارزش زيادی در اسلام است. به گونه‌ای كه دانش قرآن و علوم آن (شرح و تفسير، شرح نزول، لغت عربی و....) برابر با مهر زن قرار می‌گيرد مهری كه اسلام در مورد آن بسيار دقيق است و وجوب آن را لازم وعند المطالبه برای زن می‌داند.

نفقه



نفقه هم حق و حقوق واقعی است كه زن حق دارد آن را مطالبه كند و مرد حق دارد آن را بپردازد. در تعريف عاميانه نفقه عبارت از خرجكرد اهل و عيال است كه مرد برای گرداندن خانه در غياب او از اين منبع استفاده می‌كند و حقّ واقعی زن است. چه زنی كه دارای ثروت زياد خانوادگی و يا كار نان و آب‌دار اجتماعی چون وكالت و پزشكی و... باشد و چه زنی كه خانه‌دار باشد.

وظيفه مرد است كه به زن برای گردش مالی خانه استقلال مالی بدهد و اين امر در اسلام در 1400 سال پيش آمده است در حالی كه در اروپايی كه دم از آزادی زن می‌زند هنوز به جشن دويست سالگی نرسيده است و حتّی بسياری از كشورها در همين صد سال گذشته يعنی از انتهای قرن نوزده و ابتدای قرن بيست ميلادی وگاه تا ميانه قرن بيستم تصميم به آزادی حق و حقوق زن گرفتند و زن تا آن زمان تنها برده بود كه در ازای خانه داری و.... غذا و مبلغ ناچيزی پرداخت می‌شد و اين را می‌توانيد در كتاب «لذّات فلسفه و تارخ تمدّن» تأليف «ويل دورانت» مطالعه كنيد.

از جمله كسانی كه در اين مورد درنگ بسيار زيبايی داشته و به زيبايی اين مبحث را توضيح داده استاد شهيد مرتضی مطهّری در ج 19 مجموعه آثار صفحه 213 -220 است كه مقداری از اين مبحث در اين مكان جايز و روشنگر حقايق است: «قبلا بايد بدانيم كه در قوانين اسلامى، نفقه نيز مانند مهر وضع مخصوص به خود دارد و نبايد با آنچه در دنياى غير اسلامى مى‏گذشته يا مى‏گذرد يكى دانست.

اگر اسلام به مرد حق مى‏داد كه زن را در خدمت‏ خود بگمارد و محصول كار و زحمت و بالاخره ثروتى كه زن توليد مى‏كند مال خود بداند، علت و فلسفه نفقه دادن مرد به زن روشن بود زيرا واضح است اگر انسان، حيوان يا انسان ديگرى را مورد بهره‏بردارى اقتصادى قرار دهد ناچار است مخارج زندگى او را نيز تامين كند. اگر گاريچى به اسب خود كاه و جو ندهد آن اسب براى او باركشى نمى‏كند.

اما اسلام چنين حقى براى مرد قائل نيست؛ به زن حق داد مالك شود، تحصيل ثروت كند و به مرد حق نداده در ثروتى كه به او تعلق دارد تصرف كند و در عين حال بر مرد لازم دانسته كه بودجه خانواده را تامين كند، مخارج زن و فرزندان و نوكر و كلفت و مسكن و غيره را بپردازد، چرا و به چه علتى؟

متاسفانه غرب مآب‏هاى ما به هيچ وجه حاضر نيستند درباره اين امور ذرّه‏اى فكر كنند؛ چشم‌ها را به روى هم مى‏گذارند و عين انتقاداتى را كه غربيان بر سيستم‌هاى حقوقى خودشان مى‏كنند و البته آن انتقادات صحيح هم هست،‌ اينها در مورد سيستم حقوقى اسلامى ذكر مى‏كنند.

واقعا اگر كسى بگويد نفقه زن در غرب تا قرن نوزدهم چيزى جز جيره‏خوارى و نشانه بردگى زن نبوده است راست گفته است، زيرا وقتى كه زن موظف باشد مجانا داخله زندگى مرد را اداره كند و حق مالكيت نداشته باشد، نفقه‏اى كه به او داده مى‏شود از نوع جيره‏اى است كه به اسير يا علوفه‏اى است كه به حيوانات باركش داده مى‏شود.

اما اگر قانون به خصوصى در جهان پيدا شود كه اداره داخله زندگى مرد را به عنوان يك وظيفه لازم از دوش زن بردارد و به او حق تحصيل ثروت و استقلال كامل اقتصادى بدهد، در عين حال او را از شركت در بودجه خانوادگى معاف كند، ناچار فلسفه ديگرى در نظر گرفته و بايد در اطراف آن فلسفه تامل كرد. محجوريت زن فرنگى تا نيمه دوم قرن نوزدهم در شرح قانون مدنى ايران تاليف دكتر شايگان، صفحه 362چنين نوشته شده: «استقلالى كه زن در دارایى خود دارد و فقه شيعه از ابتدا آن را شناخته است، در حقوق يونان و رم و ژاپن و تا چندى پيش هم در حقوق غالب كشورها وجود نداشته؛ يعنى زن مثل صغير و مجنون، محجور و از تصرف در اموال خود ممنوع بوده است. در انگلستان كه سابقا شخصيت زن كاملا در شخصيت‏ شوهر محو بود دو قانون، يكى در سال 1870 و ديگرى در سال 1882 ميلادى به اسم قانون مالكيت زن شوهردار، از زن رفع حجر كرد.

در ايتاليا قانون ‏1919 ميلادى زن را از شمار محجورين خارج كرد. در قانون مدنى آلمان (1900 ميلادى) و در قانون مدنى سويس (1907 ميلادى) زن مثل شوهر خود اهليت دارد.

ولى زن شوهردار در حقوق پرتغال و فرانسه هنوز در عداد محجورين است، گو كه قانون 18 فوريه 1938 در فرانسه در حدودى حجر زن شوهردار را تعديل كرده است.»

چنانكه ملاحظه مى‏فرماييد هنوز يك قرن نمى‏گذرد از وقتى كه اولين قانون استقلال مالى زن در مقابل شوهر (1882 در انگلستان) در اروپا تصويب شد و به اصطلاح از زن شوهردار رفع محجوريت‏شد.» /مجموعه آثار .ج.19.ص.213-215

و در جای ديگری در همين كتاب نوشته‌اند: «اسلام در هزار و چهارصد سال پيش اين قانون را گذراند و گفت: للرجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن (مردان را از آنچه كسب مى‏كنند و به دست مى‏آورند بهره‏اى است و زنان را از آنچه كسب مى‏كنند و به دست مى‏آورند بهره‏اى است.) / نساء -32

قرآن مجيد در آيه كريمه همان طورى كه مردان را در نتايج كار و فعاليتشان ذى‌حق دانست، زنان را نيز در نتيجه كار و فعاليتشان ذى‌حق شمرد.

در آيه ديگر فرمود: للرجال نصيب مما ترك الوالدان و الاقربون و للنساء نصيب مما ترك الوالدان و الاقربون (يعنى مردان را از مالى كه پدر و مادر و يا خويشاوندان بعد از مردن خود باقى مى‏گذارند بهره‏اى است و زنان را هم از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان از خود باقى مى‏گذارند بهره‏اى است.) /نساء - 7

اين آيه حق ارث بردن زن را تثبيت كرد. ارث بردن يا نبردن زن تاريخچه مفصلى دارد كه به خواست‏ خدا بعدا ذكر خواهيم كرد. عرب جاهليت‏ حاضر نبود به زن ارث بدهد، اما قرآن كريم اين حق را براى زن تثبيت كرد.» / مجموعه آثار . ج. 19. ص. 217

پيامبر خدا صلّ الله عليه وآله در مورد نفقه و خرجی زن می‌فرمايد: «بزرگ‌ترين گناهان در نظر خدا آن است كه مردی نان‌خور خود را سرگردان گذارد.» /نهج‌الفصاحه – ح.ش.604

«مومن از مخارج خود (خرجی كه برای زندگی می‌كند) ثواب می‌برد جز آن چه به خاك می‌سپارد يا ساختمان درست می‌كند.» /نهج‌الفصاحه .ح.ش.816

«نخستين چيزی كه در ترازوی بنده می‌گذارند، خرجی است كه برای كسان خود كرده است.» / نهج‌الفصاحه – ح.ش.983

«بدترين مردم آن است كه بر اهل خانه خود سخت گيرد.» /نهج‌الفصاحه –

ح.ش. 1812

«خرجی كه مرد برای كسان خود كند صدقه است.» / نهج‌الفصاحه – ح.ش.3137

همان طوری كه ذكر شد، اسلام نظام حقوقی خانواده را محكم كرده و وظايفی را

به مرد داده و به همان نسبت وظايفی را به زن محوّل كرده و در جاهايی مسئولیّت‌هايی را برای مرد در نظر گرفته و در مقابل آن حقوقی را خاصّ زن كرده است تا در يك نظام برابر خانوادگی مشكلات را مرتفع كرده و هم زن و هم مرد دارای استقلال اقتصادی برابری در يك نظام پويای خانوادگی باشند. ريشه‌يابی مشكلات مردان در زندگی مشترك مردان در زندگی مشترك به مشكلات ريشه‌ای برخورد می‌كنند كه به صورت كلّی اين مشكلات به دو دسته تقسيم می‌شوند:

الف – مشكلات باقيمانده از دوران مجرّدی

ب- مشكلات مردان در زندگی مشترك

* مشكلات باقی مانده از دوران مجرّدی

بسياری از جوانان هنگام ازدواج بسياری از خصوصیّات دوران مجرّدی را به يادگار ب