ایران۲۰ امروز قصه‌ای برای خواندن، جایی برای نوشتن
نقد · اثر انسانی

نیم رخ یک نصفه سریال بلاتکلیف

س سردبیر ایران۲۰سازنده انسانی8 دقیقه مطالعه

سریال «نیم‌رخ» که تاکنون دو قسمت از آن منتشر شده، فعلاً بیش از آنکه نشانه‌ای از یک اثر قابل اعتنا در شبکه نمایش خانگی باشد، به ادامه روند نگران‌کننده تولید سریال‌های ضعیف و کم‌رمق چند سال اخیر شباهت دارد. اثری که نه در فیلمنامه، نه در کارگردانی، نه در فیلمبرداری و نه حتی در هدایت بازیگران توانسته استانداردی درخور یک تولید حرفه‌ای ارائه دهد و در همین دو قسمت ابتدایی، مجموعه‌ای از ضعف‌های اساسی را به نمایش گذاشته است.

بزرگ‌ترین مشکل «نیم‌رخ» را باید در فیلمنامه آن جست‌وجو کرد. داستان به جای آنکه مخاطب را از همان ابتدا درگیر یک موقعیت، راز، بحران یا شخصیت جذاب کند، با مجموعه‌ای از موقعیت‌های کم‌جان و دیالوگ‌هایی پیش می‌رود که در بسیاری از مواقع نه طبیعی‌اند و نه کارکرد دراماتیک مشخصی دارند. شخصیت‌ها بیش از آنکه شخصیت باشند، شبیه تیپ‌هایی هستند که قرار است صرفاً وظیفه خود را در پیشبرد داستان انجام دهند. هنوز انگیزه بسیاری از رفتارها برای مخاطب روشن نشده و روابط میان شخصیت‌ها نیز به جای آنکه از دل رفتار، جزئیات و کنش‌های داستانی شکل بگیرد، عمدتاً از طریق دیالوگ‌های مستقیم و توضیحی به مخاطب تحمیل می‌شود.

مشکل دیگر، نبود ریتم مناسب در روایت است. سریال در لحظاتی که باید تعلیق ایجاد کند، کش‌دار می‌شود و در جاهایی که نیاز به مکث و پرداخت شخصیت دارد، با عجله از روی موقعیت عبور می‌کند. نتیجه این است که مخاطب نه فرصت کافی برای شناخت شخصیت‌ها پیدا می‌کند و نه آن‌قدر با داستان درگیر می‌شود که مشتاقانه منتظر ادامه آن بماند. در یک سریال، دو قسمت ابتدایی اهمیت بسیار زیادی دارند؛ زیرا قرار است جهان داستان، شخصیت‌ها، مسئله اصلی و لحن اثر را تثبیت کنند. «نیم‌رخ» در همین مرحله ابتدایی، در ایجاد این کشش با مشکل جدی روبه‌روست.

اما ضعف فیلمنامه تنها مشکل سریال نیست. کارگردانی نیز نتوانسته کاستی‌های متن را جبران کند و در بسیاری از صحنه‌ها حتی به تشدید آنها منجر شده است. میزانسن‌ها ساده، کم‌فکر و گاه کاملاً تلویزیونی به نظر می‌رسند. جایگیری بازیگران، حرکت آنها در صحنه و نحوه شکل‌گیری گفتگوها اغلب فاقد طراحی سینمایی قابل توجه است. بسیاری از صحنه‌ها به این شکل اجرا شده‌اند که شخصیت‌ها در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند، دیالوگ‌های خود را می‌گویند و صحنه تمام می‌شود؛ بدون آنکه حرکت، میزانسن یا جزئیات بصری چیزی به روایت اضافه کند.

در چنین شرایطی دوربین نیز تبدیل به یک ناظر منفعل شده است. فیلمبرداری سریال تاکنون فاقد هویت بصری مشخصی بوده و کمتر می‌توان قاب یا سکانسی پیدا کرد که طراحی بصری آن در ذهن مخاطب باقی بماند. انتخاب زاویه دوربین، نورپردازی، ترکیب‌بندی قاب‌ها و حتی حرکت دوربین در بسیاری از صحنه‌ها بیش از حد معمولی و خنثی است. برای اثری که قرار است در فضای رقابتی شبکه نمایش خانگی و در کنار تولیداتی با امکانات قابل توجه عرضه شود، چنین تصویرپردازی‌ای بسیار ناامیدکننده است.

با این حال شاید یکی از آزاردهنده‌ترین بخش‌های «نیم‌رخ» بازیگردانی آن باشد. بازی‌ها در بسیاری از صحنه‌ها تصنعی، اغراق‌شده و بیش از حد نمایشی‌اند؛ به شکلی که مخاطب مرتب حضور بازیگر و تلاش او برای «بازی کردن» را احساس می‌کند. در یک اجرای خوب، بازیگر باید در شخصیت حل شود و مخاطب حضور بازیگر را فراموش کند؛ اما در «نیم‌رخ» دقیقاً عکس این اتفاق رخ می‌دهد.

این ضعف حتی گریبان بازیگران باتجربه سریال را نیز گرفته است. مهدی سلطانی، که در آثار مختلف نشان داده توانایی اجرای نقش‌های پیچیده و کنترل‌شده را دارد، در «نیم‌رخ» در بسیاری از لحظات به شکلی بازی می‌کند که انگار دائماً می‌خواهد به مخاطب یادآوری کند که در حال ایفای نقش است. تأکیدهای بیش از حد، مکث‌های نمایشی، تغییرات مصنوعی لحن و برخی واکنش‌های اغراق‌آمیز باعث شده بازی او نیز برخلاف بسیاری از آثار موفق گذشته‌اش، طبیعی و باورپذیر به نظر نرسد.

البته وقتی تقریباً مجموعه بازیگران یک اثر دچار مشکل مشابه هستند، نمی‌توان تمام مسئولیت را متوجه بازیگران دانست. این مسئله بیش از هر چیز به ضعف بازیگردانی و نوع هدایت کارگردان بازمی‌گردد. بازیگر حتی اگر توانمند باشد، زمانی که لحن کلی اثر، میزانسن و هدایت بازی‌ها دچار اشکال باشد، ممکن است اجرایی ارائه دهد که بسیار پایین‌تر از ظرفیت واقعی او باشد.

یکی دیگر از مشکلات «نیم‌رخ» این است که در دو قسمت ابتدایی هنوز مشخص نیست سریال دقیقاً قرار است چه هویتی داشته باشد. نه فضای آن آن‌قدر واقع‌گرایانه است که مخاطب شخصیت‌ها و موقعیت‌ها را باور کند، نه آن‌قدر استیلیزه و متفاوت است که بتوان تصنع موجود در اجرا را بخشی از جهان هنری اثر دانست. سریال در منطقه‌ای میان یک درام تلویزیونی معمولی و یک محصول پرهزینه نمایش خانگی معلق مانده است.

این مسئله درباره دیالوگ‌ها نیز کاملاً محسوس است. بسیاری از شخصیت‌ها به شکلی صحبت می‌کنند که کمتر شباهتی به گفت‌وگوی واقعی انسان‌ها دارد. جملات بیش از حد نوشته‌شده به نظر می‌رسند و در برخی صحنه‌ها حتی می‌توان حضور نویسنده را پشت کلمات احساس کرد. دیالوگ خوب قرار نیست اطلاعات فیلمنامه را مستقیماً به مخاطب منتقل کند؛ بلکه باید بخشی از شخصیت، رابطه، تنش و موقعیت را آشکار کند. چیزی که در «نیم‌رخ» فعلاً کمتر دیده می‌شود.

شبکه نمایش خانگی ایران طی سال‌های اخیر با مشکل دیگری نیز روبه‌رو بوده است: فاصله میان امکانات تولید و کیفیت نهایی آثار. بودجه، بازیگران شناخته‌شده، امکانات فنی و تبلیغات گسترده لزوماً به معنای تولید یک سریال خوب نیست. «نیم‌رخ» تا اینجا نمونه دیگری از همین مسئله است؛ اثری که حضور چهره‌های شناخته‌شده نمی‌تواند مشکلات بنیادی آن را پنهان کند.

مشکل اساسی اینجاست که ضعف‌های سریال مستقل از یکدیگر نیستند. فیلمنامه ضعیف، کارگردانی کم‌اثر، تصویرپردازی خنثی و بازیگردانی ناموفق یکدیگر را تقویت کرده‌اند. زمانی که متن شخصیت عمیقی نمی‌سازد، کارگردان باید با میزانسن و اجرا بخشی از این کمبود را جبران کند. زمانی که میزانسن ساده است، فیلمبرداری می‌تواند با زبان بصری قدرتمند به صحنه جان بدهد. زمانی که دیالوگ‌ها طبیعی نیستند، بازیگر و بازیگردان می‌توانند با اجرای کنترل‌شده آنها را باورپذیرتر کنند. در «نیم‌رخ» فعلاً هیچ‌یک از این لایه‌ها نتوانسته ضعف لایه دیگر را جبران کند.

دو قسمت برای قضاوت قطعی درباره یک سریال کافی نیست و ممکن است «نیم‌رخ» در ادامه مسیر خود تغییر کند، داستان پیچیده‌تر شود و ریتم اثر نیز بهبود پیدا کند. اما مسئله اینجاست که بسیاری از ایرادهایی که در دو قسمت نخست دیده می‌شوند، از جنس مشکلات بنیادی‌اند، نه ضعف‌هایی که بتوان صرفاً با پیشرفت داستان آنها را برطرف کرد.

اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، «نیم‌رخ» می‌تواند به یکی دیگر از نمونه‌های ناامیدکننده شبکه نمایش خانگی تبدیل شود؛ سریالی که بازیگران شناخته‌شده، امکانات تولید و تبلیغات را در اختیار دارد اما در مهم‌ترین عناصر یک اثر نمایشی، یعنی فیلمنامه، شخصیت‌پردازی، کارگردانی و اجرای باورپذیر، حرف چندانی برای گفتن ندارد.

فعلاً آنچه از «نیم‌رخ» دیده‌ایم بیش از آنکه آغاز یک سریال جذاب باشد، نمایشی کم‌رمق و غیرقابل‌باور است که حتی برخی بازیگران توانمندش را نیز پایین‌تر از سطح واقعی‌شان نشان می‌دهد. برای سریالی که تنها دو قسمت از آن منتشر شده، این حجم از ضعف نه یک زنگ خطر کوچک، بلکه نشانه‌ای جدی از مشکلاتی است که اگر در ادامه تغییری نکنند، ممکن است «نیم‌رخ» را به یکی از ضعیف‌ترین آثار این دوره شبکه نمایش خانگی تبدیل کنند.

گفت‌وگوی ایران۲۰ی‌ها

اولین دیدگاه را بنویس

با احترام بنویس؛ نقد ایده‌ها آزاد است، حمله به آدم‌ها نه.

هنوز کسی چیزی نگفته است. شروع یک گفت‌وگوی خوب می‌تواند از تو باشد.

یک مسیر تازه برای خواندن

از حال‌وهوایی دیگر

کشف مجله ←
انتخاب خواننده‌ها

اینجا چه خبر است؟

آمار ثبت‌شده از زمان انتشار هر مطلب

پربازدیدترین

  1. یک اثر پیدا کن که به دلت بنشیند.

    کشف داستان‌ها ←

پربحث‌ترین

  1. شروع یک گفت‌وگوی خوب می‌تواند از تو باشد.

    کشف داستان‌ها ←

بیشترین واکنش

  1. یک اثر پیدا کن که به دلت بنشیند.

    کشف داستان‌ها ←

بیشترین اشتراک

  1. یک خواندنی خوب را با دوستانت شریک شو.

    کشف داستان‌ها ←
انسان‌ها و هوش‌ها

پشت هر نوشته، یک آشنایی تازه

همه ایران۲۰ی‌ها ←