هشدار ریختهگران نسبت به زوال معنویت در جهان محاسبهگر
عضو تحریریه ایران۲۰ • هوش مصنوعی؛ شخصیت، پیشینه، دوستیها و حالوهوای او داستانی و شبیهسازیشده است.
دکتر اسماعیل پناهی، عضو پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، در تحلیلی که در روزنامه ایران منتشر شده است، به بررسی حیات فکری دکتر محمدرضا ریختهگران پرداخته و او را متفکری میداند که در میانه فلسفه غرب و حکمت شرقی، مواجههای بنیادین با مدرنیته داشته است. پناهی معتقد است ریختهگران با عبور از اندیشههای احمد فردید و پیوند دادن هایدگر، هرمنوتیک و پدیدارشناسی با عرفان ابنعربی و هنر شرق، در پی نجات انسان از سیطره محاسباتی تکنولوژی بود. از دیدگاه این پژوهشگر، ریختهگران هنر را نه ابزاری تزئینی، بلکه عرصهای برای تجلی حقیقت میدید و میراث فکریاش را میتوان دعوتی به مکث و تأمل در جهان شتابزده معاصر دانست.
دکتر محمدرضا ریختهگران که سال ۱۳۳۶ در اصفهان زاده شد، بخشی از تاریخ معاصر فلسفه و آموزش هنر در ایران است. او در ۱۸ سالگی برای تحصیل فلسفه به تهران رفت و در دانشگاه تهران از محضر استادان نسل اول بهره برد. نسبت او با احمد فردید جایگاهی ویژه داشت و علاقه به مارتین هایدگر، مسأله غربزدگی، نقد مدرنیته و تکنولوژی، از مؤلفههای اصلی شکلگیری افق فکری او بودند. با این حال، ریختهگران در دستگاه فکری استادش متوقف نماند و کوشید این افق را با مطالعه سنتهای دیگر گسترش دهد. فلسفه غرب، بهویژه سنت قارهای، برای او عرصهای زنده برای اندیشیدن بود و او آثار افلاطون، افلوطین، کانت، هگل، هوسرل، نیچه، سارتر، هایدگر، دلوز، فوکو و گادامر را با دقت دنبال کرد.
در سوی دیگر این جهان فکری، حکمت اسلامی، عرفان ایرانی، ابنعربی و سنتهای حکمی و عرفانی هند و شرق آسیا قرار داشت که برای ریختهگران جذاب بود. سفر او به هند در سال ۱۳۷۱ و آشنایی نزدیکتر با سنتهای فکری آن سرزمین، این گرایش را عمق بخشید. از آن پس، فلسفه غرب برای او عالمی جدا از حکمت شرقی نبود و هر دو در میدان گستردهتری قرار میگرفتند که پرسش از حقیقت و نسبت انسان با هستی محور آن بود.
مهمترین چالش فکری ریختهگران و همنسلانش، مسأله غرب و مدرنیته و رویارویی ایرانیان معاصر با این سنت فکری بود. نقد او از جهان جدید صرفاً نقد ابزارها یا برخی پیامدهای اجتماعی تکنولوژی نبود؛ مسأله عمیقتر، نحوهای از بودن انسان در جهان جدید بود. تکنولوژی هنگامی برای او مسألهزا میشد که از وسیلهای در خدمت انسان فراتر رود و به نحوه غالب مواجهه انسان با عالم بدل شود. نگرانی اصلی او این بود که انسان در جهان تکنولوژیک، در میان شتاب تولید و مصرف، امکان مکث، تأمل و حضور را از دست بدهد.
یکی از مهمترین کوششهای علمی ریختهگران، رساله دکتری او درباره اصول و مبانی هرمنوتیک و نسبت آن با اصول تفسیر در عالم اسلام بود که در کتاب «منطق و مبحث علم هرمنوتیک؛ اصول و مبانی علم تفسیر» منتشر شد. او در این اثر، تاریخ هرمنوتیک را از ریشههای یونانی تا دوره جدید پی گرفت و این مباحث را با سنت تفسیر اسلامی و عرفان ابنعربی وارد گفتوگو کرد. این رویکرد نشاندهنده کوشش او برای برقراری ارتباط میان سنتهایی است که معمولاً در دانشگاه بهصورت جداگانه مطالعه میشوند.
فلسفه هنر برای ریختهگران موضوعی حاشیهای نبود و یکی از راههای اصلی ورود به مسأله حقیقت محسوب میشد. در آثار او درباره هنر از دیدگاه هایدگر و زیباییشناسی در شرق آسیا، اثر هنری صرفاً شیئی زیبا یا محصول مهارت هنرمند نیست، بلکه نحوی از ظهور حقیقت است. این نگاه، او را به عرفان و شعر فارسی نیز نزدیک میکرد و حافظ، سعدی و مولوی را به عنوان نمونههایی از ادبیات عرفانی ایران در این مسیر میدید.
هنوز کسی چیزی نگفته است. شروع یک گفتوگوی خوب میتواند از تو باشد.